شهرستان هريس يكی از بخشهای تاريخی و قديمی استان آذربايجان شرقی است كه در شرق شهرستان تبريز قرار گرفته است. مركزاين بخش شهر هريس است كه در وقفنامه ربعرشيدی از آن نام برده شده است و با نام «هرس» آمده است و يكی از روستاهای ناحيهخانمرود شمرده شده است و مدتی هم به شهر مهربان وابسته بود.
در اين بخش كه قسمتی از آباديهای آن جزء «ابواب البر غازانی» و قسمتی جزء «موقوفات رشيديه» و قسمتی ديگر تيول و منطقه مورد استفاده صدور و امراء ديگر ايلخانی به شمار میآمده چند بنای تاريخی مهم فرمانروائی ايلخانان و جانشينان آنان به جا ماندهاست كه میتوان به بقعه شيخ اسحاق، گورستان هيق، مسجد اسنق و مسجد جمال آباد اشاره كرد.
مساجد
مسجد اسنق
اسنه يا اسنق روستای بزرگی است از دهستان آلان براغوش بخش هريس كه در 13 كيلومتری جاده بستان آباد ـ سراب و 7 كيلومتریشرق مهربان واقع شده است. نام اسنه در كتاب «حدودالعالم» باسم «سراو» و ميانه يك جا ذكر شده، و مؤلف كتاب آن را به داشتنمسجد سنگی مهم متعلق به اوايل قرن هشتم، و افسانههای متداول بين مردم آن حوالی بسيار ستوده است.
مسجد سنگی اسنق در وسطروستا،ميان حياط وسيعی بنا گرديده است. كف آن از سطح زمين يك متر بالاتر است. مسجد از يكايوان و يك نمازگاه تشكيل يافته است. كف ايوان شكل ذوزنقه دارد، پای ديوارهای شمالی و جنوبی ايوان دو قاعده ذوزنقهمحسوب میشوند.طول قاعده شمالی 180 و طول قاعده جنوبی 165 سانتيمتر است.
دو ستون سنگی يكپارچه مارپيچی نيز با سر ستونها و پايههای حجاری شده بديع، قسمت ايوان را نگه میدارد.
نمازگاه يا درون مسجد به شكل مربع مستطيل است، طولش 35/10 متر و از شمال به جنوب كشيده شده و عرضش 8/8 متر است.ضخامت ديوارهای مسجد 110 سانتيمتر است و اين ضخامت در پايههای سنگی منقش ديوارهای شمالی و جنوبی به خوبی ديدهمیشود. درون مسجد چهار ستون سنگی استوانهای يكپارچه ديده میشود كه در دو رديف قرار گرفتهاند. اين ستونها و پايهها وسرستونهای مقرنس خوش طرحی دارند، طرح پايهها يكنواخت و طرح سرستونها متفاوت و در دو نوع است. بلندی هر چهار ستونبا پايه و سرستون آنها روی هم برابر و 10/6 متر است. بلندی سرستونها 60 سانتيمتر، بلندی پايهها نيز 60 سانتيمتر و بلندی خودستونها 90/4 متر و محيط آنها 145 سانتيمتراست.
ستونهای مارپيچی ايوان نيز روی هم همين بلندی را دارند، با اين تفاوت كه بلندی پايههای آنها 75 سانتيمتر و بلندی سرستونهامقرنس آنها 120 سانتيمتر است.
نمای بيرونی مسجد همه از سنگهای منقش بوده و سقف آن نيز ظاهراً مانند مسجد سنگی ترك ميانه، پوشش گنبدی داشته، كه بهمرور زمان گنبدها و قسمت مهمی از ديوارهای شمالی و جنوبی و غربی آن فرو ريخته و به جای آنها ديوارهائی از سنگ و گل ساختهشدهاست، برای پوشش سقف نيز تيرهای چوبی مورد استفاده قرار گرفته است. اما خوشبختانه ديوار شرقی مسجد كه متضمنتاريخ بنا و نام بانی و حجار آن است، قسمت مهمی از آن سالم مانده و میتواند ابهت و عظمت نخستين بنا را در ذهن بيننده مجسمسازد.
در ورودی و دو پنجره مسجد در اين ديوار تعبيه گرديده است. مدخل مسجد طاق جناقی دارد، بلندی آن از كف آستانه، 173سانتيمتر و دهنه طاق يا عرض مدخل 90 سانتيمتر است و مجموعه حواشی و حجاريهای تزئينی به مدخل يا در ورودی، دارای19/3 متر بلندی و 5/2 متر عرض میباشد. در حاشيه بالا عبارت «لا اله اللّه، محمّد رسول اللّه» و در حاشيه پائينتر از آن كه جانبينو بالای مدخل را احاطه كرده است حديثی به مضمون: «قال رسول اللّه عليه افضل الصلوه و اكمل التحيات، اذا مررتم برياضالجنهفارتعوا. قيل يا رسول الله و مارياضالجنه؟قال المساجد و قيل ماالرّتع فيها
قال: سبحان اللّه و الحمداللّه و لاالهالااللّه و اللّهاكبر و لاحول و لا قوه الاباللّه العلی العظيم. اللهم اغفرا للمؤمنين و المؤمنات...» حكگرديده است و مضمون كتيبه پائين چنين است: امر بعمارت هذه المسجد فخرالدين محمّدبن رستم».
پنچرهها طاق ندارد بشكل مربع مستطيل هستند. هر دو با هم برابراند،80 سانتيمتر عرض و 156 سانتيمتر بلندی دارند، يكی دروسط ديوار و ديگری در سمت جنوبی آن تعبيه شده است. در بالای هر دو پنجره، دو كتبه وجود دارد، كتيبه بالائی پنجره وسطیفارسی بوده و متن آن چنين است: «نوشتم بر در مسجد من احوال كه تا هر كس كه خواند بعد صد سال نبشتم تاريخش بر سنگ كندهزهجرت بود هفتصد سی و سه سال» و چند كتيبه ديگر كه در كنار و اطراف اين كتيبه ديده میشود. شيوه نگارش خطوط حجاریشده در كتيبههای فارسی تعليق و خطوط آيات و احاديث حكاكی شده در بالا و حواشی در پنجرهها عموماً ثلث برجسته است.
در داخل مسجد منبر چوبی منبت كاری شده شكسته و درهم ريختهای وجود دارد كه همزمان با بنای مسجد ساخته شده است.برروی قطعهای از بازوی آن بانی مسجد، صاحب فخر الدين محمّد، قيد شده است. همچنين در بازوهای منبر و سنگ نبشتههایبالای در و پنجرههای مسجد تاريخ اتمام كار بنای اين مسجد و تهيه آثار آن در سال 733 هـ ق به امر فخرالدين محمد بنرستم و بهدست نقاش و حكاك هنرمندی موسوم به ملكشاه صورت گرفته است، حك گرديده است.
مسجد جمال آباد
جمال آباد روستای بزرگی است از دهستان الانبراغوش هريس كه در كيلومتری شمال مهربان و 21 كيلومترجاده تبريز ـ سراب قرارگرفته است. اين مسجد قديمی طولی برابر 80/12 متر و عرضش 90/8 متر میباشد. شش ستون دارد كه سنگی بوده و سقف چوبیآن را نگه داشته است. ستونها در دورديف قرار گرفتهاند و همه دارای پايه و سرستون سنگی منقش هستند. دو ستون وسطیاستوانهای و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت پهلو میباشند. بلندی ستونها با پايهها و سرستون، روی هم 36/5 متر كه بلندیپايهها 44 سانتيمتر و بلندی سرستونهای استوانهای 187 سانتيمتر و محيط ستونهای منشوری 184 سانتيمتر است، ولی پايههایسطحی اتكای بيشتری دارند و محيط قاعده آنها 260 سانتيمتر میباشد. طول مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخلسنگی آن در ديوار شرقی تعبيه گرديدهاست. طاق سر در و پايههای حجاری شدهای دارد. سنگنبشتهای در درون طاق جای دادهاندكه متضمن آيه 18 سوره توبه میباشد. گل شش پری در بالای نبشته بچشم میخورد بر روی هر يك از پايههای طاق مدخل هم دونيم ستون مارپيچی ظريف حجاری شده است. ظاهراً اين مسجد در بدو بنا دارای ديوارهای سنگی و سقف گنبدی بوده كه بعدهاسقف و ديوارها فرو افتاده و يا به جای ديگر برده شده است.
در مورد تاريخ بنای مسجد و بانی آن اطلاعات دقيقی در دست نيست گروهی اين مسجد را به زمان امام حسن (ع) و ساخت آنرا بهامر او نسبت میدهند.اضهارات اين گروه بر اين اساس است كه امام حسن(ع) به اين روستا آمده و هواخواهان خود را در اين جا گردآورده و به اسنه (اسنق) كه مركز بت پرستی بود حمله كرده و بعد از تصرف آن موقع بازگشت به شكرانه اين پيروزی در جمال آباد امربه ساختن اين مسجد دادهاست البته روی لوح سنگی كه در مسجد موجود میباشد تاريخ 736 يا 936 هـ ق مشخص ميباشد. درمسجد جمال آباد منبر مشبك چهار پلهای نيز نهاده شده كه از شاهكارهای مسلم هنر چوبی اسلامی بشمار میآيد و شيوه كارهایچوبی دوره تيموری و صفوی را دارد و اگر تهيه اين منبر با بنای نخستين مسجد همزمان صورت گرفته است میتوان احتمال داد كهتاريخ بنای مسجد 936 هـ ق بودهاست.
بقعهها و مزارها
بقعه شيخ اسحاق
در ساحل جنوبی رودخانه روستای خانقاه خانمرود، بقعه آجری بزرگی قرار گرفته كه مردم محل آن را بقعه «شيخ اسحاق» مینامند.اين بقعه برروی قطعه زمين مستطيل شكلی به ابعاد 6 در 5/13 متر بنا گرديده است. سه قسمت مشخص دارد، ايوان، نمازگاه ومقبره. ايوان هم عرض بنا، مشرف به شمال و دارای دو ستون چوبی است نمازگاه شكل مربع مستطيل و پوشش چوبی دارد،عرضش نزديك چهار و نيم و طولش در حدود 5 متر است. مقبره، جنوبیترين قسمت عمارت را تشكيل میدهد، اطاقی است مربعشكل كه بر فراز آن گنبد كروی بلندی برافراشته شده است.
در ورودی بقعه، در گوشه غربی ايوان تعبيه گرديده، سردری از سنگ آهكی سرخ دارد سنگ نبشتهای بر بالای آن نصب شده كهنوشتهای به مضمون «بامر اللّه تعالی عمارت المبارك شيخ اسحاق توفی...صاحب خيرات...اميراشرف... معمار شيخ محمد فیتاريخ...» با خط ثلث ناپخته، به طور برجسته برروی آن حك گرديده است. (متأسفانه قسمتهای زيادی از اين كتيبه ريخته يا قابلخواندن نمیباشد)
درست روبروی اين در، يعنی در گوشه جنوب غربی نمازگاه، در چوبی كوچكی نصب گرديده كه به اطاق مقبره باز میشود اين درمنبت كاری شده و مرصع و يكی از آثار هنری ارزنده چوبی است. شيوه ساخت آن شباهت زيادی به شيوه در قديمی مقبره شيخامين الدين جبرئيل واقع در كلخوران اردبيل، دارد.
در كف اطاق مقبره، طرح پنج قبر موازی و پهلوی هم، به چشم میخورد كه بر فراز پنج جسدی قرار گرفتهاند كه در سرداب پائيناطاق مقبره به خاك سپرده شدهاند سه قبر وسطی كوچك و دو قبر طرفين بزرگ هستند.
اهل محل معتقدند كه يكی از قبرهای بزرگ متعلق به شيخ اسحاق و ديگری متعلق به زن اوست، سه قبر كوچك نيز از آن فرزندانايشان میباشد، البته اين عقيده عوام است، سنگ نبشته و كتيبهای در روی قبرها وجود ندارد تا هويت صاحبان قبر روشن گردد.
اطاق مقبره از بيرون شكل برج چهار پهلوئی دارد كه ازاره آن از پنج رديف سنگ تراش كبود و بدنه آن از پنجاه و هشت لا آجر تشكيليافته است. گنبد و پا طاق استوانهای آن نيز برروی همين چهار پهلو قرار گرفتهاند. ارتفاع برج، يا ازاره و گنبد، روی هم نزديك به يازدهمتر است. اطاق مقبره در قسمت پائين به سه سمت، پنجرههائی داشته كه اكنون همه با آجر مسدود گرديده و فقط در قسمت بالایديوار شرقی، نزديك پاطاق، منفذی مانده كه وسيله روشنايی وتهويه مقبره محسوب میگردد.
برج مقبرهای نوجهده
نوجه ده روستايی از توابع خانمرود هريس كه در آن برج مقبرهای آجری وجود داشته كه چند سال قبل برج، فرو ريخته است و فقطاتاقك پائين برج، يعنی سرداب مقبره به صورت نخستين باقی ماندهاست. قبلاً دور تا دور برج تزئيناتی داشته كه از آن جملهآيهالكرسی بوده است كه به خط كوفی و با كاشيهای آبی رنگ چيده شده بود. اكنون آن آجرها و كاشيها همه فرو ريخته و اطاقكپائين برج را در زير گرفتهاند.
گورستان بقعه شيخ اسحاق
در جانب غربی بقعه شيخ اسحاق گورستان قديمی وجود دارد كه برروی قبور آن، لوحها و كتيبهها و مجسمهها و قطعه سنگها وميلهای حجاری شده گوناگونی نهاده شده كه اغلب سالم میباشند و نشان میدهند كه اين قبرها متعلق به قرون نه، ده و يازده هجریهستند. در نزديكی بقعه شيخ، بر بالا سر قبر بزرگی، ميل بلندی به ارتفاع نزديك دو مترونيم نصب شده كه نوشتهای به اين مضموندارد:«جوار اللّه تعالی، صاحب القبر محمّد فی تاريخ نهصد و نود ونه».
به اعتقاد مردم محل اين قبر به شيخ محمّد معمارمتعلق است كه بانی بقعه شيخ اسحاق میباشد.سنگ نبشته بسياری از قبور ديگرنيز سالم مانده است كه در صورت تحقيق و تفحص اطلاعات بسياری را در مورد پيشينه منطقه آشكار خواهد ساخت.
گورستانهای تاريخی
گورستان هيق
هيق روستای كوچكی است از دهستان خانمرود هريس كه در سه كيلومتری روستای خانقاه واقع شده است در روستا هيق دوگورستان قديمی وجود دارد كه يكی اسلامی میباشد و بر روی قبر آن معمولاً صندوقها، قوچها و لوحهای سنگی ديده میشود وديگری گورستان بسيار قديمی است كه قبور آن متفرق و مندرس است و برروی آنها پاره سنگهايی نهاده شده، و در بين عوام به«گوور قبری» معروفند از اين قبرها، ظروف سفالين و اسلحه و زينت آلاتی بدست میآيد كه توسط روستائيان و ديگر تاراج گرانقبرها بفروش میرسند.
قلعهها
آيی قلعهسی
در روستای شيران از توابع هريس، قلعه سنگی تاريخی وجود دارد كه به آيی قلعه سی يا «قلعه خرس» مشهور است. اين قلعه بررویتپهای قرار گرفته و يك حوض سنگی بزرگ دارد كه جای چهارپای است در ته آن كنده شده و سه حوض سنگی كوچك نيز درنزديكيهای آن وجود دارد، از ديوارههای شكسته قلعه نيز آثاری بچشم میخورد. اما بعلت نبود كتيبه و يا سنگ نبشتهای اطلاعی اززمان ساخت قلعه در دست نيست.
قلعه اسماعيل كندی
در توابع خانمرود هريس ويرانههای قلعهای ديده میشود كه به قلعه اسماعيل كندی مشهور است. بعلت تخريب شدن آن اطلاعاتدقيقی از بانی و زمان ساخت قلعه در دست نيست.
مساجد
مسجد جامع تسوج
تسوج شهری است از بخش ارونق و انزاب از توابع شبستر كه 33 كيلومتربا شبستر فاصله دارد. بنای اوليه مسجد جامع تسوج را بهدوره ايلخانان نسبت میدهند كه در دورههای بعد چندين بار مرمت كلی يافته است. اين مسجد 24 ستون دارد كه چهار ستونجنوبی آن آجری و بقيه سنگی و دارای پايه و سرستون مقرنس سنگی هستند كه 35 گنبد مسجد بر روی آنها قرار گرفته است طاقهاشيوه ايلخانی و اشكال مختلفی دارند. در دو سوی شرقی و غربی مسجد خواجه نشينهای بزرگ تعبيه شده كه 4 متر طول و 5/2كمتر عرض دارند كه مساحت كلی مسجد 32*35 متر است.
بنای اين مسجد چندين بار تعمير و مرمت شده است كه با توجه به اطلاعات موجود آخرين تعمير كلی و كامل آن در سال 1252هجری به امر محمد شاه قاجار به عمل آمده است. احتمال دارد كه گچ بری و مقرنس طاق مدخل و طاق محراب مسجد در هميندوران صورت گرفته است. مسجد در دو سو سرداب يا زيرزمينی نيز دارد كه قسمتی از آن باخرده شكسته آجر كلوخ پر شده است كهكتيبه فرمان نشان میدهد كه تسوج دارای اهميت و جمعيت زياد بوده و موقعيت سوقالجيشی مهمی داشته و از اين جهت موردعنايت و توجه شاه صفوی بوده است كه همچنين تاريخ كتيبه فوق الذكر به سال 989 هجری است.
بدون ديدگاهاین شهر از نظر جاذبه های گردشگری دارای چند نمونه تاریخی است كه اسامی آنها عبارتنداز قلعه دختر (قیز قالاسی)، پل دختر، امام زاده اسماعیل، مسجد ترك، كاروانسرای جمال آباد، پل شهر چای (پل راه آهن) كه در زیر به صورت اختصار در مورد هر كدام توضیحات لازم داده می شود.
روستای ترك از توابع شهرستان میانه یكی از قصبه های قدیمی استان است كه در اسناد تاریخی نیز بارها مورد اشاره قرار گرفته بود. در این روستا مسجدی است كه كنده كاری ها و كتیبه های آن تاریخ تعمیر مسجد را میرساند. مسجد به دفعات مورد مرمت قرار گرفته كه آخرین آن در سالهای 63 ـ 1362 توسط سازمان حفظ آثار باستانی استان صورت پذیرفته است.
بر در و دیوار سنگی این مسجد تاریخ 1016 قمری دوران شاه عباس صفوی ونیز 1282 دوران ناصرالدین شاه قاجار به زبانهای عربی وفارسی مشهور است. كتیبه ای كه در سنگهای وسط دو پنجره مسجد كار گذاشته شده تاریخ تعمیر مسجد را نشان میدهد ودر روی آن عبارتی با مضمون معمار واستاد بنا عبدالوهاب وبانی مسجد حاج مراد تركی نقر گردیده است.
محراب مسجد از اهمیت استادی خاصی برخوردار است. این محراب از سنگی یكپارچه تراشیده شده ودارای كنده كاریهای بسیار جالبی است.
وضیعت موجود بنا نشانگر آن است كه در دو مرحله بنا شده است. یكی همان قسمت اول ساختمان است كه از سنگ ساخته شده ودر مرحله دوم شبستان مسجد با آجر بر روی سنگهای قسمت اول ساختمان بنا شده و داخل مسجد نیز از دو قسمت تشكیل یافته كه بخش وسیع ومهم آن ومحل اجتماع عموم وقسمت دوم كوچكتر از خود مسجد محل اجتماع صوفیان وعرف بوده است به همین علت نیز امروزه به آن صوفی لریری می گویند. در مورد تاریخ بنای مسجد نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بنای مسجد را به امام حسن (ع)وبرخی دیگر آن را به خاندان مغول و بویژه سلطان محمد الجایتو نسبت می دهند.
این بقعه كه به نام مقبره كمال الدین مشهور است در جنوب مسجد جامع میانه واقع ومتصل به آن میباشد. دیوارهای آن بنا با آجر ساخته شده و گنبد دوپوشی دارد كه سطح خارجی آن با كاشیهای فیروزهای رنگ پوشیده شده است.وسعت داخلی بقعه در حدود 30 متر مربع (5/5 *5/5 ) و ارتفاع آن تا پای گنبد 5/4 متر وبلندی خود گنبد تقریباً 6 متر است.در دیوار شمالی دربی بر مسجد جامع باز میشود كه بالای آن كتیبه ای سنگی نسب شده كه عبارت ( الله ـ محمدـ علی ـ هذه روضنه سیدالشهدا كمالدین اسماعیل ابن سید محمد بن امام جعفر صادق (ع) در تاریخ سنه 923 ظهور شد ساعی وبانی را فاتحه بخوانید )برآن دیده می شود.
مناره بلندی در صحن بقعه با آجر بنا شده كه از نظر استحكام و زیبائی قابل توجه است. ارتفاع مناره 13 متر و محیط قاعده پائین آن 11 متر و تاریخ ساخت آن را سال 1285 هجری توسط مشهد بیرامعلی ابن عوض به صورت اشعار روی سنگی نقر و در بنا نصب شده است.
این قلعه در 22 كیلومتری جنوب شرقی شهر و در 2 كیلومتری شمال پل دختر واقع شده است. در كتاب آثار تاریخی آذربایجان در مورد این قلعه چنین نوشته شده است: « در 2 كیلومتری شمال پل دختر قلعه ایست كه بر روی سخره بزرگ و بالای كوهی به شكل كثیرالاضلاع غیر منظم از آجر كه دور آن باروئی كشیده شده بود، دیده می شود. بلندی دیوار كه باروی قلعه محسوب می شود در حدود 14 متر است. در دیوار قلعه دو مدخل ساخته شده كه هر كدام 3 متر بلندی دارد و در بالای یكی از این مدخلها كتیبه ای روی سنگ نقر شده كه فعلاً اثری از خط آن باقی نمانده و از وضع ساختمان و مصالح می توان این بنا و ساختمان پل را هم دوره خواند» یعنی این قلعه نیز در قرن هشتم ساخته شده است.
در كتاب سفرنامه مادام دیولافوا كه به همراه همسرش مارسل دیولافوا (باستان شناس فرانسوی) در سال 1881 به آذربایجان سفر كرده بودند آورده شده است : در نیمه راه قافلانكوه در دره قزل اوزن آثار قلعه خوابی بود كه برخی آن را به اردشیر دراز دست از پادشاهان ساسانی نسبت می دهند و به قلعه دختر مشهور است. درویشی كه همراه من بود داستان این قلعه را چنین نقل می كرد: یكی از پادشاهان ایران دختری زیبا داشت كه از جنس بشر متنفر بوده و درحال انزوا می زیسته و قلعه را برای زندگی خود ساخته بود. روزی چوپانی گوسفندان خود را در پایین كوه به چرانگاه داشته بود كه از دور آفتاب طلعت دختر را دید چون راه ورود به قلعه را نداشت به نواختن آهنگهای جانسوز مشغول شد و ترانه های عاشقانه سر داد. دختر فرمان داد تا پلی بر روی رودخانه به بندند پل ساخته شد و مرسوم شد به پل دختر.دیولافوا در دنباله سخن خود می نویسد : این قلعه مدتها پناهگاه اشرار بود، به طوری كه شاه عباس صفوی برای رفع مشكل دیوارهای بلند قلعه را خراب كرد.
برخی ها نیز همچون دكتر فورید سیاح دوره قاجار وجه تسمیه این قلعه را به دختر از آن جهت می دانست كه شاهزاده خانمی در آنجا منزوی و معتكف شده و عبادت می كرده و برخی دیگر گویند پادشاهی دختر خودرا كه سر به عصیان نهاده بود در آنجا زندانی كرد. اهالی خود شهر معتقدند كه این قلعه یكی از قلعه های بابك است و در مبارزات خود در آذربایجان از قلعه های متعدد او بشمار می رفت.
با وجود تمام این مطالب كه در مورد وجه تسمیه این قلعه ابراز می شود یك نظریه دیگری نیز در بین مورخان شایع می باشد كه بیشتر بر مبنای فراوانی قلعه های دختر و یا پلهای دختر بیان شده است. آنها معتقد بودند كه چون ایران سرزمین كم آب و بارانی بوده و در بین عناصر اربعه خاك و آب و آتش و هوا، آب از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده فرشته موكل بر این عنصر نیز از ارج و منزلت بیشتری نسبت به دیگر فرشته ها داشته كه این فرشته را آناهیتا یا ناهید می نامیدند كه زنی جوان و خوش اندام و نیكو سرشت می بوده كه در بالای گردونه خویش مهار چهار اسب یك رنگ و یك قد را در دست گرفته و می راند اسبهای گردونه وی عبارتندار: باد و باران و ژاله و ابر.
زرتشتیان ناهید را در معابد و آتشكده های بزرگ خود مورد پرستش قرار می دادند كه اغلب بر بلندی ساخته شده است كه باز نسبت به سایر معابد هم مجللتر و هم باعظمتتر بوده است و آنها را باعث رونق و بركت دشتها می دانستند.
باتوجه به این مطلب می توان گفت كه پل دختر و یا قلعه دختر برای جلب عنایت ناهید خدای باران بر قلعه ها و پلها نهاده شده است تا آب در مایملك ناهید (قلعه ها ) فراوان و رونق بیشتر داشته باشد. به غیر از این مورد مشخصات تمام ابنیه ای كه به نام دختر مزّین است اكثراً بر پایه چهار مورد زیر می باشد:
1ـ همه بر بلندیها و نقاط صعب العبور قرار دارند.
2ـ اغلب بنای مربوطه به قبل از اسلام و خصوصاً دوره ساسانی كه ایرانیان بر مسلك اوستا و زرتشت بودند بر می گردد.
3ـ قلعه های مزبور خاصیت دفاعی زیادی دارند.
4ـ همه دارای ابهاماتی در مورد نامگذاری و وجه تسمیه خود می باشند.
این پل بر روی رودخانه قزل اوزن در مدخل ارتفاعات قافلانكوه و در 20 كیلومتری جنوب شرقی میانه واقع است و نمونه ای از پلهای محكم و معتبر قدیمی است كه تاریخ بنای آن را به قرن هشتم هجری نسبت می دهند. در كتاب بررسی هنرهای ایران نوشته پوپ اسم معمار و حاكم حامی آن چنین ثبت شده است «حاج عباس بن الحاج محمود بن العباس القزوینی » و «حمد روان بن عثمان القزوینی » .
پایه های این پل از سنگ محكم و دارای سرچشمه بزرگ میباشد كه بر روی آب راهی سنگی قرار داده شده است. در كتاب سفرنامه دیولافوا در مورد این پل نوشته شده است: این پل دارای طاق بزرگ هلالی شكل است به طول 24 متر ودر طرفین آن دو طاق سطح دیگری است كه هر یك 17 متر طول دارد و آب از زیر آنها با عمق زیاد می گذرد. عبور از رودخانه در مدت شش ماه از سال امكان پذیر نیست طاق بزرگ مركزی دارای كتیبه ای است كه با حروف طلایی در روی زمینه آبی رنگ تیرهای برجستگی دارد. خط كتیبه نسخ می بوده، كه اكنون تماماً محو و از بین رفته وشاید متن آن شامل تاریخچه ساختمان پل بوده. مادام دیولافوا در هنگام دیدار از پل به علت طغیان رودخانه امكان نزدیك شدن به كتیبه و خواندن آن را نمی یابد و تنها از روی حدسیات تاریخ بنا را به قرن 12 میلادی نسبت می دهد.
پل دختر میانه در طول تاریخ بارها مرمت و تعمیر شده است كه میتوان به تعمیرات سالهای 923 هجری توسط شاه بیگم اواخر قرن 18 به سال 1084 توسط آقا محمدخان قاجار و نیز بعد از شهریور 1320 شمسی اشاره كرد. دو طاق پل چون در سال 1313 شكست برداشته و محتاج به تعمیر و مرمت بوده طبق دستور اداره باستان شناسی وقت با صرف مبلغ 150 هزار ریال تعمیر گشته است ولی متأسفانه در زمان نجات آذربایجان در آذر ماه 1325 به دست ارتش فرقه دمكرات آذربایجان برای جلوگیری از رسیدن قوای دولتی مین گذاری و طاق چشمه وسطی منهدم شده است و دوباره بازسازی گردید. لازم به ذكر است كه پل دختر میانه در تاریخ 15 دیماه 1315 جزو آثار ملی به ثبت رسیده است.
این پل كه به پل شهر چای میانه نیز معروف است بر روی رودخانه شهر چای كه از دامنه كوههای بزغوش جریان دارد احداث شده است.تاریخچه پل به طور دقیق معلوم نیست ولی با توجه به اطلاعاتی كه در سفرنامه های سیاحان پیشین چون مسترنج در كتاب «سرزمین خلافتهای شرقی» بیانگر تاریخی و قدیمی بودن پل می باشد. از متون فوق چنین می توان استنباط كرد كه بنیان اولیه پل متعلق به قبل از قرن هشتم هجری یعنی دوره حمدالله موستوفی بوده لیكن در زمان مسافرت شاردن رو به ویرانی نهاده است. این پل در طول تاریخ بارها مورد مرمت واقع شده و یكی از این تعمیرات در كتیبه ای كه در بنا موجود می باشد مربوط به زمان فتحعلی شاه قاجار می باشد كه به همت عباس میرزا ولیعهد قاجار صورت گرفته است.
به طور كلی پل شهر چای شامل 23 چشمه با طاق جناغی است كه دو طاق غربی آن در جریان درگیری فرقه دمكرات آذربایجان و قشون شاه تخریب شده است. طول پل حدود 230 متر است كه با احتساب دنباله آن به 260 متر می رسد. عرض آن5/5 متر می باشد. دهانه های پل یكسان و هر كدام 7 متر عرض دارد و به علت همین همسانی افراز آنها نیز تقریباً مساوی و سطح پل بر خلاف پلهای دیگر مسطح میباشد و فقط شیب كمی در طرفین ورودیهای گذرگاه كه خارج از بستر رودخانه است دیده میشود.
پایه های پل دارای عرض 3 متر با آب پرهای مثلثی شكل در طرفین آن میباشد كه كار تسهیل عبور جریانهای تند آب را انجام داده و ضربه های ناشی از سیلابهای تند به بدنه پل را به حداقل میرساند. در بالای پایه ها و بین چشمه ها دهلیزی به طول پایه احداث گشته كه در اصطلاح معماری به كاند یا كند موسوم است این دهلیزها به وسیله پشت بندهای منشوری شكل مسدود گردیده اند، بر روی جدار هر كدام از این پشت بندها روزن بیضی شكلی ایجاد شده كه علاوه بر تهویه هوای درون دهلیز دارای نمود تزئینی نیز میباشد.
در این پل كتیبه سنگی از مرمر بر پیشانی طاقی نزدیك به وسط پل به چشم می خورد كه تاریخ آخرین تعمیر آن یعنی دوره ولایتعهدی عباس میرزا در آذربایجان بر آن نوشته شده است.
مصالح عمده پل را آجر تشكیل می دهد كه در طاق بدنه وقسمت زیادی از پایها به كار رفته و ملات مصرفی در طاقها گچ میباشد، در پایه ها نیز تقریباً تا سطح آب رودخانه از سنگ تراش دار با ملات ساروج استفاده شده است. این پل كه امروز نیز یكی از دیدنیهای شهرستان میانه به حساب می آید در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسیده است.
این بنا در دامنه روستایی به همین نام و در 35 كیلومتری میانه واقع شده و از كاروانسراهایی است كه شاه عباس صفوی در طول راه ساخته است