اندیشــه عبارت است:
ازخیال دایمی و تأملِ روزمره برســر یک مسئلۀ خاصِ زنــدگی و کوشــش در رســیدن به آن. این خود یک قانون علمی است زیرا آن چه سبب تفکر ماست بالا خره روزی در ما حلول خواهد کرد و خلق و خــوی و روحــیه مارا خواهد ساخت، اگر در اندیشــه و تفکر خود آ لایش و غرضی نداشته باشیم، لاجرم خودپاک و بی غرض خواهیم شد. به همین سبب عرفانیت و اندیشه و منش را روح و جوهر عبادت می شمارند، زیرا اخلاق ما از نیروی تفـکر بوجـود می آید و این قـوه در طیِ زندگانی مربی و آموزگارِ ماست. اشوزرتشت می آموزد: که نجـات هر کـس در دسـت خود اوسـت. اگر خواســته باشیم از قیدِ غم و اندوه آزاد گردیم و مرتکبِ خبط و گناه نشــویم،اگــر بخواهـــیم بــرای رستگاری خویش نیروی کار و کوشـش و فعالیت داشته باشم، اگربخواهیم از نعمت آسـایش و آرامــش و سازش برخوردار گردیم، باید از برای پاک اندیشـی کرانه و حدی نشناسیم و نسـبت به همـه، راسـت گفتار و درست کردار بوده،از جام سرشارِ نیــک اندیشــی شربت عــشقی نوشــیده و کلیه آدمـیان را برادران و خواهران خود فرض کرده و همه را به چشمِ مهر و عطوفت و برادری بنگریم.
در کــیش زرتشــتی بیکار نگهداشتن اندیشه و خرد، کاریست ناشایست و کسی که اندیشــه و خـردش را برای شنــاختن و دانــستن و آگاه شدن به کار نیندازد، چون جانوری است که ارزشش در مرز خوردن و خفتن و تولید نسل است، نه بیشتر و بالاتر .
خــرد برپایۀ دیـدن و پژوهیدن و آزمودن استوار است، نه برپـــندار بافی و پیــش داوریــ ها وشـــنیده ها.
فرهنگ چیست؟
گوهر وسرچشمه منش اجتماعیِ انسان، فرهنگ است و فرهنگ تراویدۀ ذهنی آدمـی و زاییدۀ اسـتعدادهای درونی و نیروهایِ نهفته مردمان یک جامعه در درازنای زندگی اوست.
قراردادها (سنت) و آیـین ها و اخـلاق و آداب و هـنر و تراوشـهای ذهنی هر قومی در یک دورۀ مشخص فرهنگ آن مردم را تشکیل می دهد.
همان گونه که فرهنــگ ملی می باید پا به پای زمان پیش رود، مــنش اجتماعیِ آدمـی نیز باید چـنین باشد یعنی همیشه به چهرۀ نوسازیها و نوآوری های راستین آ شکار گردد.
واپس گرایی و کهنه پرستی و خشک اندیشی، در آرمان زرتشــتی ناسـتوده است و هر پارســا باید ازآن بــــــپرهـــــیزد.
در اوستا، بارها از روان و"فره وهر" "فره شوکرت ها" (نوسازان جهان)کمک خواسـته شده و به آنان درود فرستاده می شود.
تــکامل و کامــیابی دو جهـــانی، تنها بوسیله" وهــومـــــــــن"(خرد نیک)به دست می آید. (یسنا 6-34)
کســــــــــــانی که جـــــهان را به چشــــم حــــــقارت می نـگرند از مــنش پاک به دورند.(یسنا9-34)
"مــزدا" بخششِ" وهــومـــن" را در جــهانِ خــاکی به کســی بخشـد که پیوسته در کار و کوشش است و کارگران را به سوی عقـل وکمـال رهنــمایی کند .(یسنا 14-34)
چون در جهان مادی "وهومن" یا خرد نیک نمایندۀ نیک اندیشی و بی آزاریست، برابر دسـتور اوســتا باید از دشمـنی و جـنگ و خـونـریزی بپرهـیزیم و به مـوجـودات نیـک وسودمـندِ جـهان، بانظرِ محــبت ودلســوزی نـگاه کنیم و چارپایانِ بارکش را مورد شــکنجه وآ زار واذیت قرار ندهـیم.
برگرفته از کتاب زرتشت و آموزه های او نوشته روانشاد موبد رستم شهزادی