خوانندگان گرامی آنچه در گاتها بیان شده ، گفته زرتشت بر پایه خرد و بینش و نبوغ ذاتی اش که اهورامزدا به او ارزانی داشته و به او الهام شده می باشد . اونه مانند موسی عصائی را داشت و نه مانند عیسی مرده ای را زنده میکرد و نه معجزه میکرد و نه فرشته و ملائکه ای میانجی او و اهورا مزدا بود. آزادی گزینش و فرگشت و رسائی و پیشرفت، نخستین بنیاد آموزشی در گاتها ست که آموزش زرتشت راهنما و راهگشا و وجدان و خرد وآگاهی در آن بنیان این گزینش است و با استواری بر انجام آن پا فشاری شده است.
انسان آزاد و آگاه ناگزیر به پزیرش آئینی که با خرد همسازی نبوده ندارد تا هرانسانی راه خویش را خود با آگاهی بیابد و برگزیند. غیر از این کوردینی و پیروزی به بار می آورد که انگیزه پس ماندگی و ایستائی و جلوگیری از پیشرفت و خردمندی گشته و افزون بر آنها مایه بسیاری برخوردها و جنگها و کشتارها وداوری های زیان بخش میگردد که آموزش های زرتشت و فرهنگ اشائی و وهومنی یکسره از آن به دور است .
شوربختانه در اوستا و دنباله های آن که پس از یورش تازیان با شتاب آراسته شدند و رنگ آئین های اهریمنی گرفتند از زبان ( مزدای) ساختگی و ایزدان دستیار اوگفتارها و دستورهائی آفریده شد که پس از آن در بین زرتشتیان نمایان گردید به ویژه در بین پارسیان هند فرمانهای آنها پزیرفته شدند .
این گمراهی کم و بیش در بین موبدان آگاه به آموزش های زرتشت تا چندی پیش بهنجاربود . از این روی من از آغاز و زمانی که اینگونه لغزش هائی را که دربرداشت های پژوهشگران دریافتم این پیشنهاد بنیادین را یادآوری نمودم که ( گاتها) و تنها ( گاتها) از آن ما زرتشتیان است ولاغیر. که در پندارهای نادرست برخی از نویسندگان و گویندگان که ازآئین راستین زرتشت آگاهی درستی نداشتند به یاوه گوئی و کژاندیشی پرداختند فراوان بودند.
من که در سالهای اخیر که با گاتها سرگرم بوده ام مرا پا برجا ساخته است که این لغزشها از برداشتهای نادرستی است که از دین اوستائی و دنباله فراوان آنچون اردی ویرافنامه ، دینکرد، بندهش و غیره . بسیاری دستورهای کلیسائی و مسجدی و گرایش هائی که در تاریخهای نویسندگان دوران آلامی آمده اند .
باور به دین داشتن ایمان داشتن است که نیرومند ترین پیوندی است که انسانها رابه هم نزدیک میکند و این دین است که انسان ها را در درازای هزاره ها گردهم آورده است. چه در خوشی ها چه در فراوانی ها و چه در کمبودها . تنها چیزی که برای پیروی از یک دین بایسته است باور داشتن به دستورهای بنیادین آن کیش میباشد . بگزارید در اینجا دستورهائی که دین مزدیسنا را از دیگر دین ها جدامیکند گل چین کنیم . روشنگری های اهورامزدا از راه اشو زرتشت رخنه های زیادی در دین های دیگر داشته است. شماری از پایه های آنرا میتوان در دین های هندوها، بودائیها و دین های ابراهیمی و سامی یافت. دگرگونی هائی هم بادیگر دین ها داریم. مانند اشا، راستی ، رسائی، آزادی گزینش و درستی ، هیچ همانندی با دین های ابراهیمی و دستورهای ( بکن و مکن) آن ندارد و دستورهائی نیست که باید بی چون و چرا آنها را انجام داد . چون دین شریعتی نیست. اما این آزادی گزینش است که نشانه فروغمندترین گواه تکدانه بودن دین مزدیسناست که هیچکدام از دینها اینهمه روشنگری و ارزش را به انسان نمیدهد. تنها دین مزدیسناست که آن پاسخوری شایان را بر دوش انسان میگزارد . دوباره به اندرزاشو زرتشت گوش فرا دهید که میگوید به من گوش کنید ای شمائی که از دور و نزدیک آمده اید همانگونه که به شما میگویم آموزش های مرا بسنجید و با ریزبینی و اندیشه بازرسی کنید تا هرگز آموزگار دروغین جهان هستی را نتواند ویران کند