خواجه نظام الملک توسی سه هدیه جاودانه برای ایرانیان به یادگار گذاشت نخست دستور داد سالشمارخورشیدی فراهم گردد تا سال و ماه قمری کنار گذاشته شود ، دوم آنکه دستور داد هزاران بار کتاب شاهنامه فردوسی خردمند بازنویسی شود تا زبان ایرانیان نجات یابد و سوم برافراشتن دانشگاههای نظامیه بود که ریشه و پایه دانشگاه های امروزی است .

فرش دستباف محصولی انسانی است كه جنبه های فرهنگی، هنری، صنعتی و كاربردی آن توام می باشد. خریداران فرش چند دسته اند، گروهی به فرش به چشم سرمایه می نگرند، سرمایه ای كه علاوه بر زینت منازل ارزش اقتصادی هم دارد، و دسته دیگر بیشتر به جنبه تزئینی و دكوراتیو فرش به عنوان جزئی لاینفك از پوشش منازل و هماهنگ با سایر اجزا مانند مبلمان، پرده و غیره اهمیت داده و بیشتر از دوام و استحكام، نوع رنگ ونقشهفرش را مد نظر دارند. حقیقت این است كه نقشه های فرش تبریزبسیار متنوع و رنگ آمیزی آن بسیار گسترده میباشد.بافت قالی در تبریز سابقه طولانی دارد. این شهر در زمان سلطنت هلاكو خان مغول از مراكزعمده تولید و داد و ستد بوده و پا به پای شهر هرات قالی بافی در آن مراحل تكامل خود را پیموده است. فرش های این شهر از زمانهای پیشین تا كنون به لحاظ دوام و نقشه های جالب و همچنین ظریف بافت همواره مطلوب بازارهای خارج و داخل كشور بوده اند.

فرش تبریز علاوه بر تمام نقشه‌های سنتی باب بازار مانند انواع لچك ترنج ها، اسلیمی ها و ختایی ها، نقشه های دیگری به نام زیر خاكی یا فرشهای تصویری و یا نقشه های الهام گرفته از گل فرنگها و گوبلن های اروپایی وجود دارد. به طور كلی تبریز به علت موقعیت جغرافیایی خاص خود(یعنی نزدیكی آن به غرب) در طول تاریخ شاهراه ارتباطی ایران وغرب بوده و شیوه طراحی فرش تبریز تاثیر پذیرفته از دستاوردهای جدید جهانی می باشد. اكنون بدعتها و نوآوریهایی در طراحی و نیز عدول از سیستم طراحی سنتی صورت گرفته كه خود جسارت خاصی را می طلبد.

هم‌چنین فرشهای تبریز دارای طیف گسترده رنگها و نیز رنگهای به اصطلاح پلاستیكی می باشد كه در فرش سایر مناطق كه فقط به سیستم سنتی كار می‌كنند دیده نمی شود. در فرش ریز باف تبریز معمولا رنگبندی از سطح بالای 35 رنگ شروع شده وتا 100 رنگ هم میرسد.

فرش تبریز در ابعاد گوناگون تا بیش از 12 متر مربع می رسد. قرمز لاكی و آبی تند و شیری بعنوان رنگی متضاد استفاده میشود.نمونهواقعی قالی تبریز به سبك باروك و باب سلیقه اروپایی است ومتشكل از تكرار مداوم گل و نخل(طرح شاه عباسی)و همچنین نقشهای محلی است. طرحهایی از دیگر مناطق نیز بافته می شوند.گره بكار رفته در بافت تبریز گره تركی یامتقارن درجه2 است كه آنرا توسط قلاب به تار قالی میزنند. نحوه چله كشی نیز اكثراً تمام لول و تركی می باشد.جنس چله ها در فرشهای ریز بافت ابریشمی و در فرشهای درشت بافت تر، پنبه ای است. پود گذاری فرش تبریز 2 پوده(نازك و گلفت)و جنس آن عموماً از نخ است.جنس خامه یا پرز قالی نیز اكثراً پشمی و گاهی ابریشمی می باشد. ابزار بافت فرش تبریز عبارتند از: قلاب، سیخ برای رد كردن پود، دفتین(دفه)،قیچی برای پرداخت.جنس دار نیز از چوب یا آهن و نوع آن گردان و از نوع دار تبریزی می باشد كه اندازه طول دار معمولاً نصف اندازه طول فرش است و پس از اتمام قسمتی از بافت، فرش را روی دار می چرخانند تا قسمت جلوی كار عوض شود.بدین ترتیب با داری به طول 2 متر می توان فرشی به طول 4 متر بافت. اما عرض فرش باید با عرض دار یكسان باشد.

ارزش افزوده فرش های قدیم تبریز در سایه رنگرزی گیاهی و جلا و درخشش خاصی كه این فرشها در اثر پا خوردگی پیدا میكنند، بیشتر از فرشهای تازه بافته شده می باشند.امروزه سهم خاصی از تجارت جهانی به فرش كهنه اختصاص دارد. از طرفی تنوع طرحهای فرش تبریز وجنس خوب مواد بكار رفته در آن كه عمدتاً در رجشمارهای بالا چله ابریشم و گل ابریشم می‌باشد، باعث شده تا بر تعداد مشتریان داخلی و خارجی آن روز بروز افزوده شود. در حال حاضر شاید بیش از 3/1 خریداران داخلی ودر همین حدود خریداران خارجی فرش ایران، فرش تبریز را خریداری می كنند كه رقم قابل توجهی است.

بر اساس آمارمنتشره در حدود 3/1 جمعیت استان در تولید فرش و رشته های مرتبط به آن فعالیت می كنند و80 در صد فرش تولیدی استان و بخصوص تبریز فرشهای نفیس صادراتی می باشد.جذابیت طرحهای فرش تبریز به حدی است كه كشورهای تولید كننده فرش ناچار به كپی كاری و تولید از روی طرحهای زیبای آن گشته‌اند. مسائل گمركی و موانع و مناسبات خاص سیاسی در روند صحیح تولید و صدور این محصول سایه افكنده است.

ورنی‌های تبریز، همان بافته‌های دستی عشایر طایفه‌های ال‌سون وچلبیان ساكن منطقه‌ای در شمال غربی تبریز می باشند.

در بازار تبریز گلیمها و جاجیمهایی نیز عرضه می شود كه می توان بر حسب گروههای عشایری و یا از روی شیوه بافت یا ریزه كاریهای هر نقش منطقه بافت آنها را شناسایی كرد. دستگاه بافندگی عشایر اطراف تبریز نیز به صورت افقی است و بر روی زمین سوار می شود.نمونه ای از جاجیمهای تبریز با رنگهای تند نیز بافته می شود.

در حال حاضر تیمچه های امیر و مظفریه با وسعتی خیره كننده، به امر تجارت قالی اختصاص دارد. به علاوه تیمچه های محمدیه،توتونچیلر،جعفریه،حسیینیه،بازار قند فروشان،بازار عباچی،بازار مسجد جامع،تیمچهملك و تیمچه های خیابان دارایی، از مراكز تجارت قالی تبریز و حومه است.

 

طراحان نقشه فرش

از قدیمی ترین طراحان فرش می توان از رسام ارژنگی و میر مصور نام بردكه منیاتوریست و نقاش قالی و از مؤسسین مدرسه صنایع مستظرفه تبریز بوده اند و همچنین حبیب الله امین افشار و هنرمند برجسته دیگر،محمد تقی خیابانی كه هم اكنون در قید حیات نیستند.از استادان دانشگاهی می توان از استاد محمد علی قره باغی نام برد كه هم اكنون در دانشگاه هنر تبریز مشغول به تدریس طراحی قالی می باشد.از هنرمندان نسل جوان تبریز میتوان از ابوالحسن خیابانی ، اكبر برگی، قلی نامی، رضا اسكندری، هدایت سالاری، ابوالقاسم اماقانی،علیزاده و … نام برد، كه هر كدام از آنها با ذوق و كوشش فراوان سعی آن دارند كه برگ جدیدی بر دفتر طرحهای جاودانی ایران بیفزایند.

 

 

رفوگری

درتبریز رفوگران ماهری در بازار مشغول به كارند. از جمله: استاد روفه گر كه هم اكنون نیز در دانشگاه هنرومیراث فرهنگی مشغول به تدریس این هنر ارزنده میباشد.

درصورتیكه تار و پود و پرز فرش در نتیجه بید خوردگی ویا آتش سیگار و… سوراخ یا پاره شده باشد می توان آن را رفو نمود به گونه ای كه فرش به حالت قبلی خود بر گردد. قبل از رفوگری فرش را شستشو می دهند كه رنگهای الیاف ،پرزهای فرش و میزان پوسیدگی بیشتر مشخص شود. سپس گره های صدمه دیده را از روی شبكه تار و پود فرش به وسیله سوزن و درفش جدا می كنند. در صورتیكه قسمت آسیب دیده بزرگ باشد آن را در داخل یك قاب چوبی كه به منزلهدار فرش است محصور كرده،ابتدا عملیات تاركشی را در این ناحیه انجام میدهندو آنگاه عمل گره زنی را شروع نموده و طبقات جدیدی از پرز را با الهام از قسمتهای مشابه در فرش به وجود می آورند.

هنگام رفوگری باید به نوع گره های تركی یا فارسی و تعداد نخهای بكار رفته و غیره توجه كرد كه هر كدام را در جای خود بكار گرفت. بعد از خاتمه گره زنی سر پرزها را بوسیله یك قیچی سر بر گشته به بلندی سایر پرزهای فرش قیچی كرده و آنگاه پشت فرش را اطو كرده تا گره ها در جای خود قرار گیرند.

هر گاه محلی كه باید رفو شود كوچك باشد می توان با الهام از نقشه قسمتهای قرینه در فرش رفوی آن را انجام داد. ولی اگر قسمت صدمه خورده بزرگ باشد باید ابتدا آن را ترسیم و سپس عملیات رفوگری را انجام داد.در موقع رفوگری باید دقت نمود كه الیاف بكار رفته كاملاً همرنگ و همجنس پرز فرش باشند.

قسمتهای رنگ و رو رفته فرش را می توان با مداد های رنگی نیمه ثابت رنگ آمیزی كرد. ولی باید بدانیم كه پس از چندی الیاف رنگ شده سائیده شده و مجداً قسمتهای رنگ و رو رفته قبلی هویدا می شوند.

 

قلاب بافی

این هنر در تبریز نیز همچون تهران و ارومیه رواج چشمگیری داشته است و به علت دسترسی به مواد اولیه ارزان قیمت(كاموا و پشم)و تنوع محصولات و احتیاج مردم به پوشاك گرم پشمی زنان قلابكار از آن استقبال زیادی كرده اند. گروهی از زنان برای كسب در آمد بیشتر، محصولات تولیدی خود را به فروشگاهها عرضه می كنند.

رنگرزی

در صنعت قالی بافی هنر رنگرزی اهمیتی تقریباً یكسان با طراحی و بافندگی دارد و اصولاً بدون وجود رنگ نقشی آفریده نمی شود.

در تبریز رنگرزی سابقه ای طولانی و گذشته ای پر رمز و راز داشته كه كسی نمی توانست از اسرار و رموز آن آگاهی یابد. هر رنگرز با بكار بردن شیوه های مختص بخود رنگهایی با تونالیته های مشخص را تولید می كند . در رنگرزی مهارت رنگرز در كاربرد مواد رنگی اهمیت ویژه ای دارد، برای مثال عدم مهارت رنگرز و فقدان نفوذ رنگ به داخل الیاف، فرش رگه دار شده و یا بر عكس بر اثر اشباع الیاف از مواد رنگی به هنگامی كه فرشها بر روی یكدیگر انداخته شود رنگهای اضافی به فرشهای مجاور نفوذ می كنند. همچنین كیفیت و نوع الیافی كه در رنگرزی بكار برده می شوند نیز در خور اهمیت است.

رنگرزان خبره تبریز با تركیب رنگهای اصلی توانسته اند انواع تونالیته های رنگی را بدست آورند. و رنگها را بر حسب ساختمان فیزیكی، كیفیت شمیایی و ثبوت و نوع دندانه‌هایی كه بكار می برند ویا روشهای رنگرزی تعریف و طبقه بندی میكنند.

در تبریز برای رنگرزی پشم و ابریشم از قدیم الایام از گیاهان رنگ دار نظیر انار، گردو، روناس، اسپرك، نیل پر طاووسی، زرد چوبه، سماق، بلوط، هلیله و حشره قرمز دانه استفاده می كردند. دندانه ای هم كه برای ثبات بیشتر در رنگرزی الیاف قالی مورد استفاده قرار می گیرد نمك مضاعف آلمونیم و پتاسیم با نام تجاری زاج سفید می باشد.

هم اكنون با وجود رنگهای شمیایی، از رنگهای طبیعی كه گرانتر است، كمتر استفاده میشود. در تبریز نیز همانند دیگر شهرهای ایران شیوه رنگرزی سنتی از بین رفته و جای آن را كارخانجات بزرگ رنگرزی شیمیایی گرفته است.

سفالگری

هنر سفال‌سازی در شهر تبریز دارای پیشینه زیادی می‌باشد چنانكه در حفاری‌های اخیر مسجد كبود سفالینه‌های بسیاری بدست آمده كه نمایانگر مهارت هنرمندان سفالساز تبریزی در گذشته‌های بسیار دور است.

اما سفالسازی امروز تبریز و چه بسا ایران با نام برادران قابچی به درخشش درآمده است. در حال حاضر در تبریز سفالسازی برادران قابچی حرف اول را می‌زند، آنچه موجب این شهرت جهانی برای سفال این سه برادر گشته، دست‌ساز بودن سفال به معنای واقعی كلمه است. چرا كه همه مراحل آماده‌سازی، ساخت و . . . از پودر كردن شیشه گرفته تا آرد كردن خاك و پخت سفال به وسیله دست انجام می‌گردد. از خصوصیات دیگر این سفالها، استفاده از خاك چینی(كائولن)برای ساخت سفال می‌باشد، این خاك در كشور ایران در دو شهر اصفهان و زنوز یافت می‌شود كه خاك مصرفی تبریز را زنوز تأمین می‌كند. هنرمندان شهر زنوز نیز از همین خاك در تهیه سفال و سرامیك استفاده می‌كنند. اما آنچه موجب تقدم و برتری سفال آقایان قابچی گشته، تكنیك ساخت آن و همچنین لعاب زیبای فیروزه‌ای رنگ این سفالها می‌باشد كه تركیبی است از شیشه و اكسید مس. این لعاب دارای ضخامت و استحكام كافی می‌باشد و در صورتیكه اكسید مس حذف شود، لعاب بی‌رنگ و شفافی بدست می‌آید. در تبریز، اگر بخواهند روی سفالها را نقاشی كنند این كار قبل از لعاب دادن صورت می‌گیرد و به آن نقاشی زیر لعابی گفته می‌شود.

همانطور كه گفته شد سفال برادران قابچی، نه تنها در استان آذربایجان شرقی بلكه در ایران و جهان نیز دارای شهرت است چنانكه قسمت اعظمی از این سفالها به كشور انگلستان صادر می‌شود.

 

 

 

 

زرگری تبریز

هنر جواهر سازی از جمله هنرهای تزئینی است در طول تاریخ بشر وجود داشته و امروزه نیز به حیات خود ادامه می دهد . هنرمندان جواهر ساز با بهره گیری از سنگهای معدنی و غیر معدنی مانند لاجورد، عقیق، یاقوت، فیروزه، مروارید و … و نیز فلزات قیمتی مانند طلا و نقره و مس به تولید اشیایی مانند سینه ریز، دستبند، گردنبند، گوشواره ، انگشتر،‌ مچ بند یا انواع حلقه ها و فرم های تزئینی می پردازند . زرگری یكی از مهمترین شاخه های جواهرسازی بوده و تولید زیورآلات طلایی امروزه در اكثر شهرهای استان و بخصوص در تبریز رواج دارد .

امروزه قسمت بزرگی از بازار سنتی تبریز به نام بازار امیر مخصوص خرید و فروش و تولید زیور آلات طلایی می باشد . طلای خالص بسیار نرم بوده و خاصیت چكش خواری فراوانی دارد . برای اینكه نرمی طلا را كمتر كنند آن را با درصد مشخصی مس یا نقره مخلوط می كنند . درصد موجود مس در طلا عیار یا درصد خالص طلا را تشكیل می دهد . هر چقدر رنگ طلا زرد تر باشد عیار آن بیشتر بوده و نرم تر است و بر عكس هر چقدر رنگ آن سرخ تر باشد نشانه وجود مس در آن است . برای سنجش عیار طلا از سنگ محك استفاده می شود .

روش ساخت زیور آلات طلایی بدین قرار است كه ابتدا زرگر شمش طلا را نورد كرده تبدیل به ورقه طلا می نمایند و ورقه طلا را به سیم و لوله‌ها طلایی تبدیل كرده و بوسیله قالب گیری یا ابزار خاصی كه مخصوص این كار است بعد از چیدن و شكل گیری طرح كلی ملیله ها را بهم متصل كرده ( لحیم می نمایند ) و بوسیله قلم زنی یا سایر روشها مثل تراش دادن مات یا صیقلی كردن سطح زیور آلات آنها را تزئین می نمایند . همینطور اكثر زیور آلات طلایی مانند انگشتر، گردنبند یا دستبند با جاگذاری نگین هایی از جنس الماس، عقیق ،زمرد و سایر سنگهای قیمتی تزئین می‌گردند . تولید انواع سرویسهای طلایی در مدلهای زنانه می باشد ( بدلیل محدودیت استفاده از طلا توسط مردان در اسلام ) . اما در شاخه دیگری از زرگری بجای استفاده از طلا، پلاتین كه همان طلای سفید است استفاده میشود و بدین ترتیب مشكل حرمت استفاده از طلا نزد مردان نیز مرتفع می گردد .

امروزه تولید انواع حلقه های عقد و عروسی از جنس پلاتین رواج دارد . از زرگران مشهور تبریزی می توان حاج حمید قاسمی جاوید، برادران مبالی و سید ابوالحسن سجادی را نام برد كه نسل اندر نسل دست اندركار این حرفه می باشند . جواهرات تبریز اغلب به شهرهای كردستان، اصفهان و تهران نیز صادر می شود . امكانات و تجهیزات اغلب كارگاهها به ترتیب مراحل تولید عبارتند از : وسایل ذوب طلا، انواع قلم، گلپش ،گیره، انواع قالب، پرس، مته برقی، دستگاه پرداخت پولیش، سوهان، سندان ، منگنه ،‌دینام،‌ دستگاه نورد، شعله گاز .

 

نقره كاری

صنعت نقره سازی از دیر باز در تبریز رواج داشته و تا 20 سال پیش 25 كارگاه نقره سازی با 100 نفر فعالیت داشتند. اما در حال حاضر این هنر بی نظیر دست در حال نابودی است و صاحبان این هنر به مشاغل دیگری روی آوردند. علل افول این هنر در تبریز افزایش قیمت نقره، بالا رفتن دستمزدها و عدم امكان صاحبان كارگاهها نسبت به استخدام كارگران با مزد متناسب می‌باشد.

هم اكنون نقره كارای در تبریز به چند كارگاه محدود میشود،كه توسط ارمنیان تبریزی اداره می شود وبه ساخت وسایلی مصرفی نظیر سینی ، قندان ، و … اشتغال دارند . مواد اولیه مورد نیازشان را در گذشته های دور از طریق ذوب سكه های نقره یا ظروف قراضه نقره ای تأمین می كردند و در سالهای آخر قبل از انقلاب استفاده از شمش هایی كه از انگلستان وارد می شد بین آنان معمول شده بود ، ولی در حال حاضر مواد اولیه كارشان را فقط از طریق ذوب ظروف نقره ای مستعمل تهیه می كنند .

نقره مصرفی در ملیله سازی دارای عیار 100 است ولی برای ساخت دسته یا پایه ظروف كه می بایست استحكام بیشتری داشته باشد، معمولا نقره با عیار پائین تر را مورد استفاده قرار می دهند و برای این منظور از نقره 84 تا 60 استفاده می كنند و از مواد دیگری مانند موم طبیعی ، تیزاب ، جوهر گوگرد ( اسید سولفوریك ) ، زاج سفید و … نیز به عنوان مواد مصرفی بهره می گیرند .

ملیله سازان برای شروع كار، ابتدا نقره مصرفی را با عیار مورد نظر انتخاب و بوسیله ظرفی بنام “ بوته “ در كوره قرار داده و ذوب می كنند . آنگاه نقره مذاب را در داخل ابزاری بنام “ ریچه “ كه 25 تا 30 سانتی متر درازا دارد و دو شیار طولانی به قطر 5 میلی متر بر روی آن تعبیه شده می ریزند و به این طریق مفتولی با طول و قطرمشخص به دست می آورند . در مرحله بعد مفتول نقره ای را روی سندان گذاشته و به كمك چكش آنرا بصورتی چهار پهلو در می آورند . سپس آنرا با چراغ كوره ای حرارت داده و در شرایطی كه مفتول كاملا“ گرم شده و قابلیت انعطاف پیدا كرده است از میان دستگاه نورد قابل تنظیمی عبور داده و به مفتول هایی به قطرهای دلخواه تبدیلش می كنند .

این مفتولهای باریك در كوره حرارت داده شده و آماده حدیده كردن می شود . عمل حدیده كردن موجب بدست آمدن مفتولهایی با ضخامت بسیار كم و قطر یكنواخت می گردد كه مفتول حاصل ، ابتدا باید دولا تاب و پس از آن با كمك قسمت مسطح دستگاه نورد كوبیده شده و به صورت نواری به قطر تقریبی یك تا 5/1 میلی متر درآید . این نوار كه لبه كنگره دار دارد ، نوار ملیله نامیده می شود و استادكاران ملیله ساز بعد از تهیه آن ابتدا صفحه فلزی مستطیل شكلی را كه معمولا“ از جنس مس و دارای ابعـاد مختلف است، انتخـاب و یـك سطـح آن را كاملا“ موم اندود می كنند، بطوریكه لایه ای به ضخامت 3 تا 4 میلیمتــر از موم روی صفحه را بپوشاند . سپس قالبی را كه به شكل محصول مورد نظـر بریده شـده روی صفحـه مسی قرار داده و نواری را كه پهنایی بیش از نوار ملیله دارد از اطراف قالب می گذرانند، تا شكل قالب را به خود گرفته و در موم فرو رود .

هنگامی كه به این ترتیب طرح اولیه ملیله ساخته شده استاد كار، میانه قالب را با نقش های ملیله كه قبلا بوسیله دست و با كمك انبری ظریف، ساخته شده پر می كنند و در پایان كار آنها را با مفتولهای بسیار ظریف فولادی به یكدیگر می بندند تا بر اثر حركت و تكان خوردن جا عوض نكنند و تغییر شكل ندهند . این اسكلت به وسیله حرارت دادن صفحه مسی از موم جدا و بر روی سطحی هموار، قرار داده می شود و مقداری گرده لحیم كه عبارت از براكس و براده نقره است روی آن ریخته وشعله گاز را بر روی آن حركت می دهند . بر اثر این كار گرده لحیم ذوب شده و اتصال نقش های كوچك را با یكدیگر و دیواره نقش باعث می گردد .

پس از اتمام آتشكاری و اتصال كلیه قطعات به یكدیگر ، سیم های فولادی را بریده و محصول را كه تقریبا كار ساختنش به پایان رسیده، در طشتكی كه حاوی محلول رقیق اسید سولفوریك است قرار می‌دهند، یا در داخل ظرف محتوی زاغاب ( محلول زاج سفید و آب ) می جوشانند تا اضافات و لكه های روی نقره از بین برود . در پایان با پرس سیمی ظریفی ، ملیله ساخته شده را پاك نموده و ناهمواری هایش را بوسیله سوهان های ظریف و نیز سمباده از بین برده و آن را پرداخت می نمایند .

نوع دیگری از ملیله محصولاتی است كه به وسیله خم كردن و لحیم دادن صفحات ملیله ای تهیه می شود و شیوه تولید نیز چنان است كه ابتدا از ملیله صفحاتی به اندازه های مورد نظر ساخته و سپس به كمك آنها محصولاتی نظیر گیره استكان و لیوان، قندان، گلاب پاش، سینی ،قاب عكس، گل سینه ،قاشق چایخوری و غیره می سازند و با استفاده از نقره ای با عیار پاینتر دست یا پایه و سایر قسمتهای تكمیلی را ساخته و بر روی آن سوار می كنند .

از جمله ملیله كاران ارمنی می توان از استاد گورگین عیوضیان ( ایراندوست ) و استاد آشوت ( میهن دوست ) واقع در روبروی ارك نام برد .

 

زركوبی

هنرمندان تبریزی از دوره مغولان و حتی قبل از آن به روش زركوبی اغلب ظروف فلزی را تزیین می كردند كار اصلی آنها مطلا كاری روی چوب و گوهر نشانی یا موج دار كردن فولاد با طلا بوده ولی محصول امروزی آنها تزیین آلات فولادی است این هنر اغلب در اعلم های عزاداران محرم دیده می شود كه جاهایی كه بایستی طلا در آن نشانده شود استاد كار به شكل ضربدر یا صلیب دندانه دندانه و زبر می كند. نمونه های قدیمی آن بر روی شمشیر ها و چنگ افزارهای كار شده است.

 

منبت كاری

درباره هنر منبت كاری تبریز به سراغ هنرمند گرامی آقای احمد آقا مالی رفتیم . ایشان در توضیح نحوه كار خود این چنین گفتند كه منبت كاری در سبك تبریز در واقع همان كنده كاری روی چوب است .در این كار انتخاب چوب خیلی مهم است . نوع چوب باید دارای بافت ریز باشد و بیشتر از چوب درخت قلمی ، درختهای جنگلی و گردو و عناب استفاده می كنند .

در انتخاب طرح بستگی به نوع مصرف از طرحهای مختلف استفاده می شود، از طرحهای گچبری گچبری گرفته تا تصاویر افراد و طرحهای نمادین تاریخی .

ابتدا طرح را توسط كاربن به روی چوب مورد نظر انتقال میدهند و یا استادكار طراح ، طرح خود را باخودكار روی چوب     می كشند. سپس با ابزاری همچون مغار به درآوردن آن طرح از دل چوب می پردازند و اثر بدیع خلق می شود .مشبك كاری نیز یك مرحله از كنده كاری روی چوب است و به معنی شبكه شبكه است .و اما در معرق چوب از مته هایی با شماره های 1 و 2 و 3 و 4 و نهایت 5 استفاده می كنند و با مغار كار نمی كنند چراكه كار آنها ظریف تر است و محصولات آنها كمد ، تابلو ، میز، قاب و … می باشد .

 

شیشه گری

در حال حاضر هنری به نام شیشه گری در تبریز وجود ندارد و آنچه كه هست كار صنعتی است یعنی ساخت دانه های لوستر و استكان وغیره.

شیشه اولیه بصورت شمش است . در ایران سه نوع شمش داریم : شمش خاردوش در تهران ، شمش آبگینه قزوین و شمش كاوه كه آنهم در تهران است. از لحاظ كیفیت، شیشه قزوین بهترین شیشه در ایران است كه این شمش بصورت تخت ساخته می‌شود. شیشه كاوه و خاردوش هم به صورت تخت و هم بصورت گرد (شمش ) تولید می شود . شیشه كاوه بیشتر در استكان سازی و لیوان ولوازم بلورین مورد استفاده قرار می‌گیرد . شیشه خاردوش هم در تولید دانه های لوستر و لوازم خانگی مورداستفاده قرار می گیرد . آبگینه قزوین كاربردش بیشتر در درب و پنجره است .

شمش خوب از تركیه تأمین می شود . در ایران سه نوع شمش تركیه شناخته شده است . نوع اول: شیشه پاشا ، دوم دنیز و سوم كنجام . این سه نوع وارد ایران می شود . مرغوبترین شیشه تركیه پاشا است كه در تولید كالاهای لوكس بلورین مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع شمش گران تر نسبت به شمش های دیگر است . مزیتی كه این نوع شمش دارد،این است كه در داخل شمش حبابی دیده نمی شود، و وسایلی كه از آن بدست می آید شفاف و بدون حباب است و زمانی كه در كوره ذوب، شمش حرارت می بیند، بدون تركیدگی به آسانی ذوب می‌شود.

 

نحوه تولید دانه های لوستر

كوره ، قالب، در مدلهای مختلف ، دستگاه قیچی ، دستگاه تراش ، دستگاه پرداخت ، دستگاه قابا ( كنار صاف كن ) ، دستگاه پالجیك   ( گل زنی ) ؛ وسایلی است كه در داخل یك كارگاه تراش و پرداخت شیشه به كار می رود .

در ابتدای كار شمش وارد شده را در داخل كوره ای با حرارت C 800 حرارت می دهند. این حرارت بستگی به نوع شیشه دارد تا شمش ذوب شود . شیشه را قبل از ذوب شدن از كوره درآورده توسط دستگاه قالب زن ، قالب زده می شود . سپس توسط دستگاه پرس قالب دار بریده شده و شیشه حالت گرفته بر روی ماسه های نرمی قرار می گیرد كه این ماسه های نرم از تركیه آورده می شوند و حالتی دارند كه شیشه را به آهستگی خنك می كنند . با دستگاه قیچی زن كناره ها و اضافه های از قالب مانده را قیچی می كنند . بعد از این مراحل قابا ( كنار صاف كن ) صورت می گیرد . با دستگاه قابا كناره های آنرا صاف می كنند. بعد از مراحل قابا توسط دستگاه تراش یا فایموت هرطرحی كه روی شیشه بخواهیم انجام بدهیم صورت می گیرد . در مرحله قابا شیشه مات شده و شفافیت خود را از دست می دهد كه بعد از این مرحله پرداخت صورت میگیرد . در این مرحله شیشه صاف و شفاف می شود . در مرحله بعدی توسط دستگاه پالچیك ( گل زنی ) كناره های كار روشن تر می شود . كارگاه تولیدی در تبریز در حال حاضر وجود ندارد و كار شیشه ای همان تهیه و ساخت وسایل بلورین و استكان و … می باشد . ظروف شیشه ای هنری كه امروزه در سطح شهر تبریز دیده می شود همه كار تهران است و در دیگر شهرهای آذربایجان شرقی نیز این صنعت هنر وجود ندارد ، ولی در نمایشگاه صنایع دستی می توان نمونه های تزئینی بسیای را دید.

 

نگارگری

نقاشی ایرانی از چند جنبه قابل بررسی است . یكی شرقی بودن این هنر كه خصوصیات خاصی به آن می بخشد و آنرا از سایر سبكهای نقاشی دنیا متمایز می نماید ، دیگر حرمت تصویرگری كه توسط اسلام اعمال میشد و باعث شد كه نگارگری صرفا مختص تصویر سازی كتابها و در برخی موارد دیوارها و سقف ها باشد . نقاشی ایرانی دارای روح شرقی از نوع ایرانی است اگرچه در مكاتب مختلف تأثیر هنر چین و مغول را در نگارگری می بینیم اما از خصوصیات مهم نقاشی ایرانی در تمام دوره ها حالت خاص و انتزاعی آن است .عدم رعایت پرسیكتیو، استفاده از رنگهای مسطح و درخشان ، تركیب بندی حلزونی تابلوها ، ظریف كاری، پركاری و قطع كوچك و بیان موضوعی از مهمترین شاخص‌های مینیاتور بشمار می روند . هنر نگارگری در گذشته اكثرا مانند سایر هنرها در خدمت شاهان بود و كارگاههای بزرگ سلطنتی به كار تصویرسازی كتابها اشتغال داشتند . ازجمله شاهان صفوی كه مكتب تبریز هم در دوره حكومت آنها شكل گرفت، سلطان حسین بایقرا كه آخرین شاه سلسله تیموریان بود به همراه وزیر باتدبیرش امیر علیشیر نوایی حامی مكتب هرات بودند و بهزاد نماینده برجسته این مكتب بشمار می رفت .

از مهمترین كارهای بهزاد سعی او در رها ساختن نقاشی ایران از مكتب تیموری بود . وی قوانین و سخت گیریهای خطاطی را در نقاشی نادیده گرفت و بر مبنای بكارگیری ظرایف حسی خود تقسیم بندی فضا و طراحی را ترتیب داد . در كارهایش انسانها از آزادی حركت بیشتری برخوردار هستند . چهره ها از لحاظ روانشناسی دارای شخصیت ویژه و خاص خود می باشد .

شاه اسماعیل بخاطر وقوع جنگهای زیاد در طول حكومتش نتوانست همچون فرزندش شاه طهماسب به هنر توجه داشته باشد در مدت پنجاه و سه سالی كه شاه طهماسب فرمانروایی كرد . فنون مختلفی را كه برای تهیه نسخه های خطی كتابهای نفیس بكار گرفته می شد ، به نهایت درجه رسانید .یكی از مهمترین آثار این كارگاه ، شاهنامه شاه طهماسب است كه بوسیله سلطان محمد آقا میرك ، مولانا مطفر علی ، میر مصور و میر سید علی مصور شده است .علاوه بر هنرمندان مذكور ، هنرمندان دیگری در مكتب تبریز كار كرده اند ، همچون سیاوش جرجانی ، صادق ، شاه قلی نقاشی ، ولی جان تبریزی ، كمال تبریزی و …

از شاگردان معروف بهزاد ، سلطان محمد بود كه در ابتدا از كارهای خود و همشاگردیهایش مجموعه ای بنام مرقع تهیه می كرد . او در تبریز مدتی مدیریت كارگاه نقاشی شاه طهماسب را بر عهده داشت . سلطان محمد علاوه بر تسلط بر نقاشی ، یك منبت كار ، طراح نقشه های قالیچه ها و پارچه های ابریشمی و صحاف نیز بود . در هنر تذهیب نیز سلطان محمد رقیب نداشت و مدتی هم سرپرست تذهیب كاران كارگاه شاه بود .

 

شیوه نگارگری

برای آغاز نقاشی نگارگر به ابزار اولیه نگارگری نیاز دارد، كه عبارتند از: كاغذ ، رنگ ، قلم مو.

قبل از انتقال رنگ به كاغذ ، نگارگر با قلم موی ظریفی طرحش را آماده می سازد . برخی مواقع بخشی یا تمامی تركیب بندی از طریق گرته‌برداری متنی سازی می‌شد. برای انجام عمل گرته برداری ابتدا كاغذ نازك و یا پوست شفاف گوزن را روی اثر قرار می دادند و با فواصل مرتب امتداد خطوط طراحی را سوراخ سوراخ می كردند . پس از آن یك قطعه كوچك تنظیف را با خاك زغال انباشته ، انتهای آن را گره زده و پس از قرار دادن صفحه سوراخ شده روی كاغذ اصلی ، تنظیف انباشته از خاك زغال را روی خطوط نقطه چین شده عبور می دادند . به این ترتیب طرح مورد نظر از طریق خاك زغال به روی كاغذ طراحی منتقل می گردید .

پس از انتقال طرح بر روی كاغذ سایر اجزای نقاشی نظیر لباس ، نقوش و منظره منظم می گردید . احتمالا نگارگر بصورت مستقیم روی طرح رنگ نمی گذاشته است بلكه ابتدا با لعاب شفافی ( احتمالا نخودی رنگ كه طرح از روی آن دیده می شده است ) طرح را آستر كشی می نموده است . پس از طی این مرحله است كه طرح آماده رنگ گذاری می‌شده است .

نگارگران ایرانی از تعداد محدودی رنگ ، طیف وسیعی از رنگهای درخشان می ساختند . رنگهای ایرانی دارای سه منشأ هستند: كانی، آلی،گیاهی .

از رنگهای كانی می توان از طلا ، نقره و سنگ لاجورد ، كه با سائیدن و نرم ساختن آن آبی اصلی حاصل می شد نام برد .

همچنین برای ساختن رنگ قرمز روشن از شنگرف ( از معدن سیماب ) ، برای رنگ زرد از زرنیخ و برای رنگ سبز از خاك نرم سنگ مرمر سبز استفاده می كردند . البته گاهی اوقات مواد دیگری را جایگزین می ساختند . مثلا به جای لاجورد از نیل ، یا كربنات مس استفاده می شد كه به مرور زمان كاغذ را تجزیه می نمود و یا به جای استفاده از خاك مرمر سبز زنگار (زنگ مس) كه از طریق خوابانیدن مس در سركه بمدت یك ماه حاصل می آمد ، استفاده می شد . به عوض استفاده از شنگرف برای رنگ قرمز روشن از مصالح دیگری استفاده شده است . با تركیب و حرارت دادن گوگرد و جیوه ، قرمز روشن بدست می آمد و رنگ نارنجی درخشانی كه در بسیاری از نگاره های ایرانی دیده می شود از سرنج مشتق شده است . رنگهای گرم دیگر چون قرمز آجری از اكسید آهن ، قرمز كارمن از گیاه قرمز دانه و یا رنگهای گیاهی دیگری كه تا امروز برایمان ناشناخته است بدست می آمد . منبع اصلی رنگ سیاه زغال ، عاج فیل و برای ساختن مركب سیاه از بلوط مازو استفاده می شد .

پس از آنكه كاغذ و رنگ آماده می شد نوبت فراهم آمدن قلم مو فرا می رسید . موی دم سنجاب ، مناسب ترین مو برای ساختن قلم مو بود . موی بلند گربه های ایرانی نیز برای ساختن قلم مو مناسب بود . بعد از آنكه موها از نظر قطر یكدست می شوند، موهای هم اندازه از نظر طول ، در كنار یكدیگر قرار می گرفتند . قلم موساز آنها را دسته دسته می كرد و سپس با نخ آنها را به یكدیگر می دوخت و با نخ از سمت گشاد لوله نازكی كه سمت دیگر آن تنگ بود عبور داده می شد . انواع قلم موی ضخیم و نازك ساخته می شد .

و بالاخره نگارگر یا نگارگران ، به همراه مذهبان و طلا اندازان كه آثارشان زینت بخش سرفصلها ، آغاز و پایان كتاب بود ، كار را آغاز می كردند و زمانی كه تمامی جنبه های ساختاری كتاب به انجام می‌رسید ، اوراق صحافی می شدند .

 

وضعیت امروزی نگارگری

هنر نگارگری یادگاری به جا مانده از شیوه پرشكوه گذشته می باشد . نگارگران امروزی این هنر را به عنوان شاخه ای مستقل از نقاشی و تصویر سازی ادامه می دهند و كارهای موضوعی بصورت تابلوهای مستقل ( نه در خدمت تصویر سازی كتاب )     می سازند و نیز دسته ای از نگارگران بكار مرمت و احیای آثار نقاشی شده در گذشته و بازسازی دیواره نگاره هایی كه رنگ زمان و فرسودگی بخود گرفته اند مشغولند .

استادان بزرگ مینیاتور امروز با تلفیق سبك گذشته و شیوه نقاشی اروپایی آثار زیبایی بوجود آورده اند. استاد فرشچیان نمونه بارز این هنرمندان است كه آثارش امروزه در موزه‌های اروپایی جایگاه خاصی دارد .از اساتید مینیاتور تبریز نیز میتوان به استاد چرخی و معیری كه از اساتید دانشگاه هنر تبریز می باشند و نیز سركار خانم مظهر مقدم اشاره كرد . استاد چرخی در حال حاضر مشغول بازسازی نقاشی های دیواری ساختمان بهنام واقع در دانشكده معماری دانشگاه هنرتبریز است كه قدمت آن به دوره زندیه می رسد .

 

گچكاری

این هنر از قدیم الایام در ایران بوده و بیش از 2500 سال سابقه دارد و در تبریز از دوره اسلامی به اوج شكوفایی خود رسیده است. نازككاری گچ ها نه تنها ارزان و طرز كار با آن آسان و هر نوع مواد و مصالح ساختمانی را استحكام كافی می‌بخشد بلكه آن را می توان رنگ آمیزی و روی آن گچكاری ظریفی انجام داد.

مراحل كار بدین صورت است كه ابتدا طرح تزئینات برای كنده كاری را روی پوششی از گچ كلفت كشیده (اغلب این كار با قالب چوبی انجام می‌گیرد) و به محض اینكه گچ محكم شد نازككار آغاز به بریدن قسمت های اضافی كرده و طرح موردنظر را بیرون می آورد.

چنانچه بخواهند ستونی را با گچ بپوشانند طناب یا گاهی نئی به نام (ساز) دور ستون می بندند كه آن را ساز و باز می نامند. الیاف ریز این طناب گچ را به خود میگیرد و چون طناب قابل انعطاف است اگر در اثر تغییر ، رطوبت مغز چوبی ستون منبسط یا منقبض گردد از ترك خوردن جلوگیری می‌كند.

ابزار كار گچبران عبارتند از: كارد دم بر ـ نوك گرد ـ كاردبوم ـ كارد نقالی و كاردنوك فرورفته و … برای كارهای نازككاری ظریف مقداری آرد تالك و گچ روی گچی كه هنوز نرم است می‌پاشند. این نوع گچ مالیدن سبب می‌شود كه رویه گچ بسیار لغزان و درخشان شود این كار را زورق می‌نامند.

بیشتر استادان قدیمی مهارت گچبری خود را در محرابهای مساجدشان می‌دادند و اكثر گچكاران به اسم بنا شناخته می‌شدند ولی امروزه دو ردیف هنرمند در رشته گچكاری كار می كند یكی گچكار كه فقط دیوارها و سقفها را گچ‌‌مالی می‌كند و دیگری نازككار است كه كار او دقیقتر و شامل انواع تزئینات، موجدار كردن‌‌، قالبریزی كنده كاری و غیره می‌باشد.

امروزه نیز هنرمندان تبریزی با استعدادهای شگرف خود گچ‌بری را به مرحله هنرهای زیبا رساندند و آن را همپایه كارهای هنرمندان سبك باروك اروپایی درآوردند. یكی از این استادان عبدالله فروع‌الدینی است كه در كارگاه خود واقع در سه راه امین مشغول به خلق آثار هنری در انواع گوناگون از جمله برجسته‌كاری، پیكره‌تراشی، ظریف‌كاری بر روی سقف و … می‌باشد.

این كار با قالبهای پلاستیكی كه نرم و انعطاف‌پذیرند صورت می‌گیرد و بعد از تهیه قالب در كارگاه صنعتی گچ داخل قالب كه به فرم خاصی است ریخته می‌شود و بعد از سفت شدن آن را بر روی سینه یا تخته مسطح سوار می‌كنند و پس از خشك كردن عمل رنگ زنی بر روی آن صورت میگیرد. استاد فروع ‌الدینی علاوه بر گچكاری مشغول به تدریس و آموزش این هنر نیز می باشد كه شاگردانش هم‌اكنون در تبریز و سایر شهرستانها مشغول به كارند.

بهترین نمونه كارهای او در نمایشگاههای بین‌المللی عرضه شده عبارتند از رقص آذریها و كردها و عربها، پیكره‌هایی از نویسندگان و شوالیه‌های معروف، پیكره شهریار و اخوان ثالث ونیز برجسته‌كاری بناهای معروف تبریز از جمله: میدان ساعت و مسجد كبود و همچنین برجسته‌كاری فرشهای فرنگی بر روی سقف و … از سایر هنرمندان بنام این هنر می توان از استاد حسینی نام برد كه از شهره جهانی برخوردار است و آقای مهدی‌پور كه او نیز كارگاهی واقع در چهارراه عباسی دارد و مشغول به كار گچبری میباشد.

 

كاشی‌كاری تبریز

كاربرد آجرهای لعابی سبب رواج نوعی كاشیهای زیبا گردید كه در آغاز دارای اشكال هندسی به تناسب بزرگی و اندازه رویه كاشی بودند. آغاز كاربرد آجرهای لعابی در ساختمان هنوز هم مشخص نیست. بطور كلی می‌توان آنها را به زمان بابلیان عقب برد و در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح در عیلام نیز به كار برده می‌شد. ولی اوج شكوفایی آن در تبریز زمانی بود كه پایتخت تیموریان از هرات به تبریز منتقل شد و هم‌اكنون نیز این هنر ادامه دارد و تولیدات هنری و صنعتی آن به تمام دنیا صادر می‌شود.

مصرف كاشیهای رنگی در تبریز به صورت قرار دادن منظم آجرهای كوچك با رویه لعابی به رنگهای فیروزه‌ای و آبی آسمانی در قالبهای هندسی بودند و دقیقا به 2 نوع استفاده می‌شدند:

1 ـ كاشیهایی كه روی آن صاف رنگ‌آمیزی شده و طرح و نقشه آن صلیب و ستاره بود.

2 ـ كاشیهای بزرگتر كه رویه آن برجسته بود و بیشتر در ساختمان محرابها و مساجد استفاده می‌شد.

هر 2 نوع در كوره‌هایی پخته می‌شد كه اسید فلزات به شكل لعاب روی سطح كاشیها قرار می‌گرفتند و آن را براق و درخشان می‌كردند.

كاربرد كاشیهای معرق در تبریز رواج بسیار داشته و از معروفیت جهانی برخوردار است. ساخت این نوع كاشی عبارت از پهلوی هم قراردادن قطعات ریز و اشكال مختلفی از كاشیهای یك رنگ است كه بر طبق طرح و نقشی كه قبلأ كشیده شده آنها را بریده‌اند. كاشیهای معرق در رنگهای فیروزه‌ای، لاجوردی، آسمانی، سبز زمردی تیره و روشن، انواع زردها از روشن تا زرد زعفرانی، سیاه و سفید و سرخ و گاهی طلایی كه از گداختن ورقه‌های طلا یا از نگاهداشتن ژلاتین طلا در لعاب درست می‌شود.

مراحل برش آن بدین صورت است كه بعد از آماده كردن طرح كاشیتراش، بر طبق رنگهای نقشه كاغذ را با سریش روی كاشی می‌چسبانند و هر تكه از كاشی را طبق شكل موردنظر می‌تراشند. هنگامی كه كاشی با تیشه دم قلمی تراشیده‌ و با سوهان درشت گوشه‌های آن را صاف كرده و با تیشه، قسمت عقب آن را باریك می‌كنند و مانند آجر تراش نقشه و طرح را روی سطح آماده شده‌ای پیاده می‌كنند چنانچه سطح موردنظر گنبد باشد چوب‌بست به سطح كروی وصل كرده و استادكار قطعات بریده شده كاشی را وارونه روی زمین می‌گذارد تا معرق چیده شود و هنگامی كه قسمتی از كار آماده شد آن را با گچ می‌چسبانند. بهترین نمونه از كاشیهای تبریز را در مسجد كبود می‌توان دید.

 

 

چرم سازی

صنعت عمل آوردن پوست و تولید چرم از دیرباز در ایران رایج بود و ارز حاصل از صادرات پوست و فرآورده های چرمی همواره سهم عمده ای از عایدات ارزی غیر نفتی كشور را تشكیل می داده است .

تاریخ پیدایش صنعت چرم در ایران بطور دقیق روشن نیست اما آثار باستانی بیانگر استفاده از چرم بوسیله ایرانیان بویژه برای تهیه كفش و افزارهای جنگی و لوازم دیگر بوده است . این آثار بیشتر در سرزمینهای غرب ایران به چشم می خورند و از این روی می توان گفت كه سرزمین اصلی صنعت دباغی و ساخت وسایل چرمی ، نوار غربی كشور بوده است . كارگاههای كوچك دباغی كه اكثر آنها در كنار رودخانه ها بنا می شده اند ( بعلت نیاز شدید این صنعت به آب ) اغلب به دباغی پوستهای سبك گوسفندی و بزی با استفاده از مواد گیاهی نظیر مازو ، بلوط ، سماق و پوست انار و غیره می پرداخته اند . دباغ خانه های ایران حتی در قرن حاضر و تا قبل از سال 1310 بدون برخورداری از تكنیك و علوم جدید و معمولا به روش ابتدایی به ساخت چرم اشتغال داشته و كمتر از ماشین آلات چرم سازی و مواد اولیه مورد نیاز این صنعت كه در سایر نقاط جهان با سرعت رو به تكامل بوده استفاده می شده است . مواد اولیه چرم سازی اكثرا عصاره گیاهان داخلی بود و رنگها توسط استادكاران ماهر این رشته، از پوست بعضی میوه ها و گیاهان ساخته می شد . بعضی از روغنهای گیاهی و همچنین روغن ماهی برای نرم شدن رخ پوست مورد استفاده قرار می گرفته است .

ایران در میان كشورهای در حال توسعه ، به عنوان عمده ترین صادر كننده پوست سبك محسوب می شود و در سطح جهانی از رتبهچهارم بر خوردار است.استان آذربایجان شرقی در مجموعه مناطق تولید كننده چرم در كشور همواره از موقعیت ویژه ای برخوردار بوده است . خصوصیات طبیعی و رونق دامداری در آن و همچنین موقعیت خاص آن از نظر قرار داشتن بر سر راه بازرگانی ایران و اروپا ، در طول سالیان دراز این منطقه و بخصوص شهر تبریز را به كانون فعالیت صنعت چرم و پوست در حیطه تولید و مبادلات بازرگانی با داخل و خارج قرار داده است . امروزه نیز وجود كارگاههای متعدد چرم سازی در شهرهای تبریز و مراغه و فعالیت كارخانه های مهم این استان را در ردیف مناطق كشور از نظر تولید انواع محصولات چرمی قرار داده است . در تبریز حدود 44 واحد چرم سازی در سال 1372 شناخته شده است .كارخانه چرم سازی خسروی یكی از قدیمی ترین كارخانه های چرم سازی كشور است كه در سال 1310 در شهر تبریز تأسیس گردیده است . در حال حاضر حدود 5 كارخانه چرم در شهر مراغه كه چهار واحد آن فعال می باشد و 44 كارخانه چرمسازی نیز در شهر تبریز و در مجتمع چرم شهر مستقر می باشند . در سال 1362 كارگاههای چرم پراكنده در سطح شهر تبریز به اراضی خواجه دیزج در جاده فرعی مایان منشعب از جاده تبریز ـ مرند انتقال یافت . این منطقه كه امروز بنام چرمشهر معروف است در 15 كیلومتری شمال غرب تبریز در انتهای جاده مایان قرار گرفته است .

 

مراحل ساخت چرم :

به طور كلی مراحل ساخت چرم را می توان در موارد زیر خلاصه نمود :

1ـ خیساندن : پوستهای خشك در داخل حوضچه های مخصوص یا دستگاهی موسوم به بالابان ریخته و به مدت سه الی شش روز آنها را می خیسانند .

2ـ آهك زنی و لش‌گیری: پوستهای خیس خورده و نرم و به حالت طبیعی درآمده را به مدت چهار تا شش روز در آب آهك می گذارند سپس پشم ها و مواد زائد را بوسیله كاردك یا ماشین لش گیری جدا می سازند . مواد زاید بدست آمده جهت تهیه سریشم و كودهای شیمیایی مورد استفاده قرار می گیرد .

3ـ تمیز كردن رخ پوست: برای تمیز كردن و حاضر نمودن رخ پوست از وسایل مخصوص این كار یا ماشین استفاده می‌شود. آنچه از این عملیات باقی می ماند پوست آماده برای عملیات دباغی و تبدیل آن به چرم است .

4 ـ دباغی: دباغی مهمترین مرحله عملیات چرم سازی محسوب می شود . برای این منظور پوستها را داخل چاله های مخصوص قرار داده و ماده ای بنام “ مازو“ به آن می پاشند و چهار تا پنج روز پوستها به همین حالت باقی می مانند و هر روز آنها را لگد مال می كنند تا مواد دباغی و گیاهی بخوبی وارد پوست شوند .

5ـ تراش : جهت یكسان كردن قطر پوست آنرا تراش می دهند و برای این منظور از دستگاهی بنام فالس استفاده می شود .

6ـ ورقه كردن ( اشپالت ): پوستهای دباغی شده گاو و گاومیش از قطر زیادی برخوردارند . این پوستها برای مصارفی چون استفاده در زیره كفش بسیار مناسب می باشند . لكن چنانچه مصارف دیگری مورد نظر باشد آنها را به قطرهای نازكتری در   می آورند و برای این منظور از دستگاهی به نام ماشین اشپالت استفاده می كنند . این دستگاه پوست دباغی شده را به صورت ورقه در می آورد كه جهت مصارف گوناگونی مانند ساخت دستكش كار یا به صورت جیر رنگ شده پس از انجام عملیات تكمیل و یا در البسه و كفشهای ورزشی مورد استفاده قرار می گیرد .

7ـ صیقل زنی : آخرین مرحله عملیات چرمسازی است . در این مرحله پوست دباغی شده را باز كرده و آنها را صیقل می دهند. مالیدن روغن به منظور نرمی و لطافت بیشتر چرم در این مرحله صورت می گیرد . پس از این مرحله چرمها اندازه گیری شده و بسته بندی می گردند .

 

 

نقاشی روی چرم

سابقه این هنر در تبریز دقیقاً مشخص نیست ولی احتمالاً به دوره اسلام بر می گردد،كه هم اكنون منسوخ شده ولی سازمان صنایع دستی با آموزش آن گامی در احیای آن بر داشته است.

مواد مصرفی چرم بز می باشد كه سنباده نشده و به رنگ سفید مایل به سبز است.بعد از كشیدن طرح بوسیلهكاربن به روی چرم آن را رنگ میزنیم. رنگهای مصرفی به صورت پودر و الكلی هستند. تونالیته های رنگی بر روی چرم را با كم و زیاد كردن الكل می توان تنظیم كرد.بعد از رنگ كردن طرح، نوبت به دور گیری با قلم موی نازك یا راپید است كه كارحساس و ظریفی می باشد. زمانی كه دور گیری طرح تمام شد، روی چرم روغن جلا می‌زنند تا شفاف شود.اغلب دور چرم را به شكل طبیعی پوست بز می برند تا به جلوه كار بیفزاید.

كار آموزان صنایع دستی هر كدام به طور خصوصی كار می كنند و هنر نقاشی روی چرم كمتر به بازار عرضه می شود.

 

 

سراجی

بزرگترین و اولین كارخانجات چرم سازی و فرآوری چرم در تبریز به وجود آمده است . بالتبع مشتقات این صنعت مانند ساخت كیف و كفش چرمی نیز در تبریز رواج داشته و پیشینه آن به سالهای دور بر می گردد . كفشهای دست دوز تبریز امروزه شهرت جهانی دارد و با كفش های ایتالیایی می توان مقایسه كردو همپایه دانست .

از خصوصیات مهم كفش تبریز زیره چرمی آن است كه جلوی تعرق پا را گرفته و از لحاظ طبی نیز تأیید شده است .

مراحل ساخت كفش چرمی بدین صورت است كه ابتدا قالب كفش را با چوب یا مصالحی از این قبیل كه به راحتی قابل شكل دادن باشند می سازند.مرحله بعدی پستای سازی نام دارد و عبارت است از كشیدن روكش چرمی بر روی قالب كه ساختمان روئی كفش را تشكیل می دهد . پس از كشیده شدن چرم آماده شده بر روی قالب و برش آن این رویه كه همان رو پستایی نام دارد دوخته شده و رویه كفش آماده می شود . مابین كفی و رویه، آستری كفش كه از جنس چرم گوسفندی یا چرم مصنوعی می باشد سوار می شود .

نوع خاصی از كفش به نام گوندارا در تبریز مشهور است كه عبارت است از كفش بندداری كه تمام چرمی است و قسمت نوك كفش كه محافظ انگشتان پا است از 2 لایه چرم تشكیل شده و محكمتر می باشد .

تزئینات خاصی با كمك كنده كاری بوسیله درفش بر روی چرم انجام می شود و پستای تولید شده در آخرین مرحله بر روی كفش سوار می شود. جنس كفی كفش دست دوز تبریز چرمی بوده (چرم گاومیش) و برش آن بصورت دستی توسط وسیله ای به نام گزن تشكیل شده از تیغه ای فولادی و تیز است صورت می گیرد. كفی بوسیله میخ ، چسب و نخ پلاستیكی موم اندود شده به بدنه كفش پیوند می خورد.

كفشهای دست دوز تبریز بدلیل طبی و راحت بودن و استحكام فوق العاده با وجود قیمت گزاف در برابر انواع تولیدات روز رقابت كرده و سهم قابل توجهی از تولید و درآمد ارزی استان را به خود اختصاص می دهد . از كفاشان مشهور تبریز می توان از وطنی و افراشته واقع در خیابان شریعتی و محمدرضا اكبری صدیق و تولیدی غفاری در بازار نام برد .

كیف نیزوسیله ای بوده كه انسان برای حمل ملزومات خود استفاده می كرد . بدین صورت صنعت كیف سازی از دیرباز در تبریز رواج داشته و همراه با ساخت كفشهای چرمی سهم مهمی در تولیدات استان دارد .

كیفهای تبریز از جنس چرم بوده و زیبایی خاصی دارد كه در انواع طرحها و مدلهای مختلف تولید می‌شود. مراحل تولید آن به قرار زیر است كه ابتدا الگوی كیف ساخته و بعد قطعات چرمی مطابق الگو بریده شده بهم دوخته می شود . در مرحله آخر قفل و سگك كیف و بند بر روی آن سوار می شود .

جنس كیف های چرمی بیشتر از چرم گاو و گوسفند و در مواردی بز می باشد و اندازه و طرحهای بسیار متنوعی دارد . از كیف تا چمدان .

 

قلمزنی روی فلز

در تبریز سیاه قلم یا سواد سرب در سده گذشته بسیار متداول بوده و احتمالاً نفوذ تولای روسی در آن بی تاثیر نبوده است.

ولی هم اكنون این شیوه تنها در كارگاههای خصوصی بر حسب ذوق خود هنرمند یا سفارشی انجام می‌گیرد.بدین جهت در تبریز ااگر چنین دست ساخته هایی دیده شود متعلق به شهرهای دیگر ایران می‌باشد.

مسگری

در دوره صفوی، تبریز به عنوان یكی از مراكز بزرگ مسگری شناخته شد،و تا همین اواخرنیز در بازار مسگران می شد آثار مسی چون سینی، قوری، كاسه، دیگ، بشقاب، آفتابه، آبخوری، هاون، چراغ، شمدان، آینه، عود سوز، قوری، مجمعه، و بسیاری از ابزار و لوازم مسی را دید. ولی هم اكنون مسگران تبریز كمترمسگری را به صورت دستی انجام می دهند، بلكه ورقه های آماده مس را به هم لحیم می‌كنند.تنها كارهای سفارشی توسط مسگران قدیمی هنوز هم به صورت هنری و با دست كار می شود.

 

سماور سازی

سماور ساز یا دواتگر اكثراً روی برنج كار می‌كند ولی گاهی با نیكل و نقره نیز كار می كند كه در این صورت او را ورشوساز می‌گویند. محصول عمده دواتگران تبریز سماور است كه در سده 19 هنگامی كه آشامیدن چای متداول شد از روسیه به تبریز آمده و هم اكنون صنعتگران ماشینی و دستی ساز را در پل گاری واقع در كوچه سماور سازی می‌توان دید.

مراحل كار دستی سازان بدین صورت است كه ابتدا سوهان كار قطعات ریخته شده مربوط به سماور مانند دسته سماور، شیر سماور، (كرسی) پایه های سماور و بخاركش و سایر چیز‌ها را از ریخته‌گر می‌خرد. سوهانكار در دكان سماور ساز پشت تخته سوهانكاری نشسته و قطعات ریختگی را سوهان كرده و سوراخهای پرچ شده را با مته كمانه مته كرده پرچها را آماده كرده و با حدیده دنده می‌كند. كاری كه بدین ترتیب درست شد به سماور ساز داده می شود. سماور سازان در لعیم نقره دادن بیشتر از مسگران مهارت دارند كه به وسیله كوره های بزرگ مجهز به دم فانوسی انجام می گیرد. سماور ساز برای پرداخت دقت زیادی به خرج می دهد و آن را روی چرخ پرداخت كه با تسمه كار می كند یا روی كمان انجام می دهد. ابزاری كه سماور ساز برای پرداخت به كار می برد شامل رنده‌های ویژه‌ایست مثل رنده نیم برو رنده كچ و ابزار‌هایی مانند سندان موش بریده، سندان شتر سندان قلوار بوزا، سندان قلوه ای و انواع كلپشها را می توان نام برد.

در آخر سماور با ماسه تریپولی و گرد اكسیدآهن درخشان كاری می شود و در اندازه های مختلف به بازار عرضه می شود.

 

چاقو سازی

صعت قیچی و قلاب سازی تبریز در ادامه تغییر شكل صنعت چاقو سازی می باشد كه از گذشته های دور در اكثر مراكز صنعتی ایران رواج داشته است اما امروزه با وجود كارخانه های چاقوسازی و رفع نیاز روزمره چاقوسازی دستی درتبریز شكل صرفا تزئینی به خود گرفته و یا تبدیل به قیجی سازی و سایر صنایع مرتبط با فرش شده است . از آنجائیكه اساس كار در صنایع فلزی یكسان است در اینجا بطور مختصر مراحل كار چاقوسازی را شرح می دهیم .

چاقوها در انواع مختلف ساده، مركب، ضامن دار و غیره تولید می شوند. قسمت اصلی تیغه چاقو، قیچی، قلاب، سیخ و دفتین را فولاد تشكیل می دهد. معمولا از قسمتهای مختلف فنرهای اتومبیل یا فنرهای استوانه ای موتورسیكلت و دوچرخه یا انواع مفتولهای فلزی آماده و ریخته گری شده استفاده می كنند .

به عنوان مثال برای ساخت تیغه چاقو، فولاد را در كوره می گدازند و سپس با قلم به اندازه های 5 تا 10 سانتی متر و به عرض 1 سانتی متر قطعه قطعه می‌كنند و مجددا گداخته و به وسیله پتك به اندازه و شكل تیغه مورد نظر در می‌آید. پس از 5 تا 6 مرحله چكش كاری تیغه آماده می شود كه نسابیده و خشن است . برای نرم شدن پس از آن مجددا در آتش سرخ می شود و در مجاورت هوا سرد شده آماده برای سابیدن و سوهان كاری می‌گردد.

امروزه برای سوهان كاری از دستگاه فرز با سنگ سمبان به درجه سختی های مختلف استفاده می شود و برای از بین بردن خش سمبان از نمد و پارچه ضخیم استفاده می كنند . در مرحله بعدی تیغه آماده را آبدیده كرده و مجددا با سوهان كاری لبه تیز آن را نمایان می كنند .

صنعت تولید قیچی فرش تبریز امروزه در منطقه گجیل و بازار تبریز وجود داشته و كارگاههای متعددی به این حرفه اشتغال دارند . انواع قیچی ها مخصوص پرداخت ورفو به شكل های مختلف با مهارت تمام تولید می شود . ابزار بافت خوب و مناسب سهم بسزایی در تولید صحیح فرش داشته و از برخی ایرادات اساسی كه در حین بافت پیش می آید جلوگیری می كند .

 

قلیان سازی

از قدیم الایام تبریز به دلیل داشتن قهوه‌خانه‌های معروف قلیان سازان معروفی نیز داشته كه هم اكنون در بازار مشغول به كارند.

لوله قلیان (لوله چپق) از خراطی چوب بدست می‌آید. پس از آنكه لوله قلیان را از قسمت بیرونی خراطی كردند خراط آن را از مرغكها جدا كرده و آن را پیش مته ( نی لال) كه با شست پای خود نگه داشته می گذارد و در همان وقت هم لوله قلیان را با كمك شست پای خودش به قسمت دیگر مرغك فشار می دهد با دست چپ مته را وارد سوراخ لوله قلیان می كند برای اینكه مته یعنی كدومافك را هدایت كند شست پای خود را روی شاه گروه قرار می دهد. وقتی كه مته تا نیمه‌های لوله قلیان رفت لوله قلیان را از سوی دیگر آن گذاشته و این عمل بار دیگر آغاز می‌شود تا اینكه هر دو سر سوراخ به یكدیگر برسد. نی پیچ هم كه نی نرم و قابل انعطافی است و به قلیان وصل میشود و با آن تنباكو را دود میكنند و به اصطلاح قلیان میكشند. ساخت نی پیچ نیز به این صورت است كه بانخ و سریشم پوستی خیس شده را دور میله ای میچسبانند تا شكل دم تاشو را به خود بگیرد. پس از اینكه چسب خشك شد، نخ را باز كرده و نی را از میله در آورده و آویزان میكنند تا خشك شود.سپس لوله را بر روی شیشه، سوار می كنند و سپس خرطوم آماده را وصل كرده و آماده برای استفاده می گردد.

 

در سازی

درهایی با شبكه های تو در تو و زیبا در این همیشه شهره خاص و عام بوده. چنانكه در مسجدها اغلب از درها و منبرهای چوبی تزیین شده استفاده می كردند. هم اكنون گرچه كاربرچوب كمتر شده ولی از فلز با فرمهای اسلیمی و ختایی درهای زیبایی را ساخته اند: همچون در مسجد جامع تبریز.

 

كلون سازی

اغلب بر روی درهای چوبی این شهركوبه های فلزی بزرگی قرار می دادند كه نمونه های بسیار زیبای آن را میتوان بر روی درهای قدیمی دید تنوع این كلونها بسیار زیاد و در اندازه های مختلف كاربرد داشته ولی ساخت این وسیله دیگر رایج نیست.

 

آلات موسیقی

تبریز یكی از عمده ترین مراكز ساز سازی است و چون تار و سه تار از آلات سنتی آذربایجان به شمار می رود ساختن آنها بیشتر رواج دارد .

هنرمندان بسیاری را در این رشته می توان نام برد از جمله : حیدر علی هادی سازنده تار و حسین شهریاری سازنده ویولن واقع در بازار روز ، محمد احمدی زاده سازنده كمانچه واقع در پاساژ اطلس ، جواد علیوندی سازنده قارمان و آكاردئون واقع در خیابان صائب ، ایوب پاشنگ سازنده ناقارا واقع در چهارراه ابوریحان ، عباس پورعلی سازنده بالابان واقع در جاده ائل گلی ، نعمت جوانشیر سازنده نی واقع در خیابان نگارستان ، بهلول قهرمانی سازنده قارمان و دایره واقع در پاساژ امت ، آل یاسین سازنده انواع آلات موسیقی واقع در كوچه ارك .

چوبهایی كه در ساخت تار و سه تار مورد استفاده قرار می گیرند چوب توت جهت ساختن كاسه و چوب گردو در دسته و سر پنجه استفاده می شود .

گردو : این درخت در آذربایجان با نامهای محلی گردگان ، قزو و …نامیده می شود . در جنگلهای شمال ایران و هم در بسیاری از نقاط ایران كه دارای آب و هوای نیمه خشك یا مدیترانه ای هستند بصورت پراكنده یا در گروههای كوچك بوده چوب آن قهوه ای روشن تا تیره با رگه های بی نظیر و زیبا می باشد. چوبی نیمه سبك ـ نیمه نرم ـ راست تار و دارای قابلیت تورق زیاد ـ بافت همگن ـ خوش پرداخت و   …

تار عموما به دو نوع تركی (تار قفقاز) و فارسی (تار شیراز) ساخته می شود . تار تركی كه دارای كاسه یكپارچه است و از یك كاسه بزرگ (گنبدی) و كاسه كوچكتر به شكل بیضی ساخته می شود . چوب توت را جهت ساخت تار به قطعات مناسب برش می دهند و پوست آن را می كنند و آن را در جای مناسبی كه همیشه سایه است قرار داده بطوری كه قطعات را با فاصله روی زمین بصورتی كه هوا در تمام نقاط آن جریان داشته باشد . اگر چوب مستقیما در مقابل آفتاب خشك شود ممكن است كنده ترك برداشته و در این صورت دیگر قابل استفاده نخواهد بود .

علاوه بر عوامل بالا یا كنده مناسب جهت ساخت كاسه تار نباید دارای گره باشد و همچنین اندازه آن مناسب باشد . ابتدا كنده را از قسمت مركز كه اصطلاحا آبراه می گویند به دو قسمت تقسیم می كنیم و در صورت نداشتن گره و ترك در قسمت مركز بقیه عملیات را ادامه می دهیم و دوباره آنها را به هم چسبانده و به صورت مكعب مستطیل در می آوریم و طرح كاسه تار را از هر وجه به صورت افقی كشیده و بعد از این مرحله شروع به تراشیدن قسمتهای اضافه و سپس صیقل داده می شود و بعد داخل كاسه ابزاری چون مغار و مته و سوهان خالی می شود . باید توجه داشت كه ضخامت دیواره كاسه در همه قسمتها به اندازه mm 8 باشد . بعد از خالی كردن كاسه آنها را به هم می‌چسبانیم . نحوه ساخت دسته نیز كه از دو قسمت دسته و سر پنجه ساخته شده از چوب گردو است و ممكن است تزئیناتی از چوب درختان دیگر با عاج فیل و استخوان نیز در آن به كار برده شود .

پوستی كه روی كاسه های تار می كشند از پرده قلب گاو و حیوانات دیگر استفاده می شود . پرده قلب گاو كه در ابتدا به حالت لخت است بوسیله سریشم و نخ و سوزن بصورت كشیده می چسبانند و بعد از خشك كردن نخ ها را جدا كرده و پوست اضافی را می برند . بعد از پوست كشی نوبت به بستن سیم است . بین پوست و سیم خرك قرار می‌گیرد كه چوبی یا استخوانی و حتی پلاستیكی می تواند باشد . روی دسته به وسیله روده گوسفند كه تابیده شده و اصطلاحا زه گفته می شود پرده بندی می كنند .

تار از شش سیم درست شده كه به ترتیب جفت سیم اول زیر (دو) جفت سیم دوم بم (سل) سیم پنجم زیر و سیم ششم بم می باشد

مطالب مرتبط:

پل تاریخی قاری، (قاری کورپوسی) تبریز

لاله های شاهگلی تبریز

نمایی از معماری متفاوت کارخانه چرم سازی خسروی تبری

مسجد جامع تبریز

یکشنبه, ۲۵ جولای ۲۰۲۱
یکشنبه, ۰۳ مرداد ۱۴۰۰