شهر، زیر پای آنهاست!

 

« نگاهی کوتاه به پیامدهای بلند مرتبه سازی در شهر تبریز»

 

امیر ثناجو/ روزنامه­ ی طرح نو، شنبه، 25 دی ماه 1395، شماره 983 

 

   اگر هر از گاهی شما نیز تلوزیون را روشن کرده و سری به شبکه­ ی استانی سهند زده باشید قطعا آگهی تبلیغات فروش و یا پیش فروش یکی از برج ­های تبریز را دیده­ اید که در آن گوینده با لحنی حماسی، خبر فروش واحدهای آن برج را اعلام میکند که گویی شاهکاری معماری و یا بنایی ملی و مردمی ساخته شده است! در این نوشتار، به اختصار برخی از پیامدهای ساختمان­ های بلندمرتبه در شهر تبریز بیان خواهد شد.

   پدیده­ ی بلندمرتبه سازی که یکی از نتایج روند شهرسازی دوران معاصر بوده چند سالی است که در شهرمان تبریز نیز پر و بال گرفته است. افزایش جمعیت و میزان مهاجرت­ ها به شهر تبریز از مهمترین عوامل شیوع این پدیده بوده است. بلند مرتبه سازی پیامدهای منفی با خود داشته که مهمترین آنها بحث امنیت و مسائل اجتماعی آن می­باشد. آسیب ­پذیری بیشتر ساختمان­های بلندمرتبه در برابر آتش ­سوزی و زلزله اصلی­ترین خطرات زندگی در چنین برج­هایی است، به ویژه در منطقه زلزله خیزی همچون تبریز که یکی از خطرناک­ترین گسل­های ایران را در دامان خود دارد علاوه بر آن سکونت در این ساختمان­ها به دلیل ماهیت­شان استرس­های روانی را افزایش می­دهد. با توجه به طراحی این گونه برج­ها، خروج از خانه، یا همان واحد مسکونی و یا اداری، عموما مستلزم استفاده از آسانسور و محیط پارکینگ است که همین مسئله موجب می­شود ساکنین آن صرفا در مواقع ضروری از خانه خود خارج شوند که این نیز به نوبه­ی خود موجب افزایش استرس و تنش­های روحی افراد ساکن در آن به ویژه کودکان و سالمندان می­شود.

  نظر به اینکه عموم خانواده­ های ایرانی در خانه­ های سنتی و بافت­های قدیمی شهر زندگی کرده و میکنند که این خود ناشی از فرهنگ و شیوه­ی زندگی سنتی مردمان شهر بوده که تفاوت فضاهای زندگی در ساختمان­های بلند و در نتیجه شیوه ­ی زندگی متفاوت در آن، موجب ایجاد تضادهای فرهنگی می­گردد. در واقع در ساختمان­های بلند، دیگر خبری از عناصر شهری و معماری سنتی مانند کوچه، درب منزل، بن بست و گذر مستقیم از خانه و کوچه به معبر اصلی نیست و جای آن را درب لابی و پارکینگ و آسانسور و درب ورودی واحد مسکونی و یا اداری گرفته است.

   امروزه این ساختمان­های بلند که مناظر چشم­ آزاری را برای همشهریان ایجاد کرده است، گونه  ­ای حس تسلط و چیرگی منفی بر مردمان شهر تحمیل می­کند که این خود موجب القای سردی و کاهش انگیزه مردم در مشارکت­های شهری و عمومی گردیده و حس وجود فاصله­ های طبقاتی را در اقشار مختلف جامعه را بیشتر می­کند.

   مردم شهر تبریز که روزگاری با یک نگاه به دوردست، کوهپایه­ های عینالی، تپه­ های اطراف شهر و حتی کوه شیبلی را هم نظاره­ گر بودند امروزه حصاری از ساختمان­ های بلند را مشاهده­گر هستند که این مسئله در حاشیه بلوار منته ی به شاهگلی بیشتر ملموس است. عدم وجود چشم­انداز مناسب شهری و طبیعی و نیز میزان بالای تردد خودروها در شهر به علت افزایش جمعیت، استرس­ ها و تنش­ های روحی و روانی ساکنین شهر را افزایش می­دهد که متعاقب آن از میزان کیفیت زندگی اجتماعی کاسته شده و کارکردهای شهری تحت تاثیر قرار می­گیرد.

   در طی دهه­ های اخیر، به علت سود چند برابری سرمایه­ گزاری در بخش ساختمان، برخی بانک­ ها و سرمایه­ داران را در سودای کسب سود بیشتر وادار به سرمایه گزاری در صنعت برج سازی، حتی در مناطق بسیار پر خطر و زلزله خیزی همچون رشدیه، نموده است. از سوی دیگر، بخشی از جامعه که دارای سرمایه بوده و یا از قشر نوکیسه به شمار می­آیند، زندگی در این برج ها و به ویژه در طبقات بالاتر را به دلیل داشتن چشم اندازی طبیعی و شهری، ترجیح می­دهند و هم سازندگان و هم خریداران این ساختمان­های بلند، خود را بر فراز و فراتر از شهر می­بینند؛ و به عبارت بهتر: شهر، زیر پای آنهاست!

 

 

دیدگاه خود را بنویسید


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید