دارایی برآزندگان ، دلی سرشار از امید است به پهنه و گستره آسمانها

 

 

 

چهاردهم مهر برابر با 5 اکتبر در تاجیکستان روز زبان ملی است. به همین مناسبت خاطرات استاد محمد جان شکوری، از تلاشها برای به رسمیت شناختن زبان فارسی (تاجیکی) پیشکش میشود.

حکایت مبارزه‌ در راه قانونی و ملی شدن زبان فارسی در تاجیکستان

   مساله زبان‌های ملی جمهوری های شوروی سابق در زمان گورباچف به میان آمد. 
گورباچف، می خواست زبان روسی را در تمام اتحاد شوروی زبان دولتی بنماید، اما آنهایی که در مسکو و در جمهور‌ی هایشان برای دولتی شدنی زبان ملیيشان‌ تلاش می کردند، نیت گورباچف آنها را خیلی به تشویش آورده بود.. 
ماه نوامبر سال 1988 انستیتوت زبان و ادبیات به نام رودکي‌ یک کنفرانس بزرگ و مهم درباره وضع زبان امروزی برپا کرد. سخنران اول این کنفرانس مرحوم شراف الدين رستم اف بود. او دو سه روز پیش از کنفرانس متن معروضه‌اش را‌ به بعضی افراد نشان داده بود تا آن را خوانده ‌و نظرشان‌ را بگویند در این متن پیشنهاد کرده بود که به زبان فارسی تاجیکی مقام دولتی داده شود. رئیس انستیتوت زبان و ادبیات به نام رودکي،‌ عبدالقادر منيازایف هم از شراف الدین رستم اف خواهش کرد که متن سخنانش را‌ بياورد تا او هم دیده و برای معروضه تصدیق کند. عبدالقادر منيازایف چون با متن سخنرانی شناس می شود، می بیند که آن جا پیشنهاد هست که به زبان فارسی تاجیکی مقام دولتی داده شود. به رستم اف می گوید: اگراین پیشنهاد ‌را از متن سخنرانی حذف نکنی‌ از عضویت در حزب کمونیست محروم می شوی. یک زمان دیدم که رستم-اف خیلی ناراحت می آید، مانده‌است که گریه کند. گفتم چه شده؟ گفت شما هم ببینید و نظرتان را بگويد‌ که من اصلاح کنم. بنده گرفته، خواندم و پیشنهادش را‌ که زبان فارسی تاجیکی زبان دولتی شود معقول دانستم. اما رستم اف حیران بود که چه کار کند؟ در همین حال کنفرانس آغاز شد. رستم اف معروضه کرد، لیکن اندک ترسیده-ترسیده گپ می زد. خصوصاً به هنگام پیشنهاد زبان دولتی شدن زبان فارسی تاجیکی، چه کار کرد نفهمیدم... یا این جمله‌ را پرتافت، یا نخواند، یا نامفهوم و نافهما خواند که نامعلوم گذشت و رفت. از این رو در سخنرانی اساسی کنفرانس پیشنهاد زبان دولتی شدن زبان فارسی تاجیکی صدا نداد. پس از این مذاکرات شروع شد. در مذاکرات بنده با قاطعیت تمام طرح مساله کردم که کنفرانس ما باید به حکومت تاجیکستان پیشنهاد کند، تا وضع زبان‌ را مطالعه کند. این پیشنهاد را خوش پیشواز گرفتند. خیلی دست زدند، دست ‌و پا کوفتند‌، بعد از تنفس نیم روزی که کنفرانس مان ‌ دوام یافت، گلرخسار رسیده آمد. به او هم سخن دادند. او هم فقط همین‌ را گفت که باید مساله به میان گذاشته شود و کنفرانس این مساله ‌را در پیش حکومت گذارد. این پیشنهاد گلرخسار هم با روح بلندي‌ تمام پیشواز گرفته شد. در پایان مجلس عبدالقادر منيازایف به بنده تکلیف کرد، که همان پیشنهاد خود‌م را، برای داخل کردن به بیانیه کنفرانس، به صفت یک ماده تحریر کرده بیاورم‌، بنده هم بیگاهی این کار ‌را انجام داده روز دیگر پگاهی آمديم‌. عبدالقادر منيازایف این نوشته بنده را خواند و گفت چون این پیشنهاد از نام کنفرانس انستیتوت می رود بنابراین ضروریست که بگوییم دو زبان، زبان دولتی شود. هرچند به این پیشنهاد راضی نبودم، لیکن او گفت که صواب همین است. همین طور باید کرد، و گرنه همه ما سخت جزا می بینیم.
در روز دوم کنفرانس من خلاصه پیشنهاد خود ‌را که دیروز به شکل ماده قرار کنفرانس‌ پیشنهاد کرده بودم، نوشته آوردم. بنده چون به اهل مجلس این ماده قرار‌ دو زبانی را عرضه کردم، یعنی دو زبان، زبان فارسی (تاجیکی) و زبان روسی زبان دولتی شود، تالار بسیار شوریده، بعضی ها از جای بلند شده ناراضگی خود را ابراز کردند. گفتيم‌، برای این که قبول شده، رد نشود، برای اینکه حکومت قبول کند پیشنهادمان را و چاره اندیشی بکند، دو زبان‌را قید کردیم. اما با این حال قبول نکردند‌. داد ‌و فریاد برداشتند، حتی بنده گفتم که اگر زبان روسی ‌را قید نکنيم ممکن است همه تنبیه شویم. باز هم به گپ من راضی نشدند‌، و تاکید کردند که یک زبان باید زبان دولتی شود. همه دست‌ و پاکوبان‌:«یک زبان باید زبان دولتی شود». می گفتند. من به طور خود کوشش کردم بفهمانم‌ که گفتگوی ما بسیار طول کشید. اهل سالن بیشتر شورید پس عبدالقادر منيازایف مجبور شد این ماده ‌را به آواز(رای) بگذارد. در نهایت این ماده قرار کنفرانس با ويرايش بنده عیناً آن گونه که شراف الدین رستم اف آورده بود چاپ شد. و ماده قرار به رای گذاشته شده صددرصد آواز گرفت. 
وقتی که قبول شد یک زبانی و نتیجه ‌را اعلان کردند، باز تمام تالار آکادمی شادمانی کردند. قرار مجلس روز دیگر در یک روزنامه چاپ شد که در سر آن هم قدری جنجال شد. در همان روز‌هایی که کنفرانس ادامه داشت، دو مقاله بنده [درباره وضع زبان فارسی تاجیکی]در تاجیکستان چاپ شد. 
در نتیجه قرار کنفرانس بعد یک گروه کاری تشکیل شد که در جلسه‌های این گروه کاری سه چهار نفر از حقوق شناس‌ها که قانون نويسي ‌را مي دانستند اشتراک داشتند. تا آخر کار، سپرده می شود به آنها تا قانون زبان دولتی را بنویسند.
من در مسکو بودم که قانون زبان تصدیق‌ و تصویب شد. اجلاسیه شورای عالی تاجیکستان که تشکیل می شود بعضی ها می گویند، که آن متن ممکن است که حالا قبول نشود، می دانستم‌ که در دوشنبه هم مبارزه سخت‌تر شده ایستاده ‌است. با همین انتظار در پیش رادیو نشسته بودم، لیکن رادیو چیزی نمی گفت. روزهای گذشته در این مساله هر روز دوسه بار چیزی می گفت، اما اکنون خاموش شده بود. روز دراز خاموش، بیگاه شد، خاموش است. تلفن کردم به دوشنبه اما نتوانستم کسی را پیدا کنم عاقبت شراف الدین رستم اف‌ را پیدا کرده پرسیدم که احوال چیست؟ بسیار خرسند بود شراف الدین رستم اف. گفت وقتی که نتیجه آوازدهي ‌را اعلان کردند، وکیل ها یک یک آغوش گشاده یکدیگر‌ را تبریک می کرده اند. از چشمانشان‌ آب برآمده است، اشک شادی...همه با خرسندي‌ تمام جشن گرفته اند. با تکلیف شراف الدین رستم اف قرار شده است که بیست و دوم ایول هرسال روز زبان اعلام شود. همه روز زبان را با خرسندی تمام گویا جشن گرفته اند. چون این خبرها را از او شنیدم خوشحال شدم. این دست آورد بزرگی بود در تاریخ تاجیکستان صاحب استقلال. اما این مساله‌ها برای مردم ما نو بودند. مردم از ماهیت مساله چندان خبر نداشتند‌، لیکن معلومات دادن به مردم درکار بود، فهمش این که یک زبان باید زبان دولتی شود. گاه گاه نامه هایی ضد زبان دولتی مي فرستادند‌ به دوشنبه، مضمون همه نامه‌ها هم یکی بود می گفتند، نوشته مي فرستادند‌. ....
در سال 2009 قرار شد روی دومین قانون زبان کار کنیم، روی زبانی کار کنیم که اکنون زبان دولتی بود و باید حاکمیت مطلق داشته باشد. عملی مکمل باشد و فقط همین گونه عمل، عملی مکمل، ارزشمند می تواند ترقي‌ زبان‌ را تامین کند. رفيقان ما که در گروه کار بودند، همه این اصل‌را قبول کردند. من دیدم که همه همین اصل‌ را می خواهند. در این 20 سال عمل یکمین قانون زبان معلوم شد که امروز باید چه کار کنیم و این اصل ‌را همه قبول کردند. کوشش بسیار کرديم‌ تا کارمان‌ زود و خوب به آخر برسد، وقتی که کارمان به آخر رسید متن پیش نویس قانون زبان را به وزارت‌خانه ها فرستادند، رضایت وزارت‌ها را گرفتند و بعد متن ‌را، متن قانون زبان ‌را به وزارت‌ها فرستادند، رضایت آنها را دوباره گرفتند، به حکومت دادند. اول متن به شعبه حقوق دستگاه رئیس جمهور آمد. آن جا کارمندان بی مهابا قلم زدن گرفته بعد برآوردند‌ به محاکمه. دیدم که از آن اصل، دو زبانی‌ را در جامعه نگاه داشتن می خواهند. همه ماده‌ها در پهلو‌ و یک قسم حقوق‌های زبان فارسی تاجیک ‌را اجرا نماید، یعنی زبان دولتی ‌را از یک قسم حقوق‌های خودش واداشتن. بعد این متن رفت به مجلس نمایندگان. در آخرین لحظه‌ها یک ماده داخل کردند به قانون زبان ملی که به پای حقوق معیاري ‌به دو زبان صادر می شوند، این در دیگر قانون‌ها بود، در عمل بود، عملی می شد این ماده، لیکن در قانون زبان نبود. این ماده خلاف قانون زبان است. چون به قانون زبان هم داخل کردند این ماده‌ را، این شد که تمام قانون زبان‌ را به آن موافق کنند، تماماً اصل قانون‌ را دیگر کرد، ویران کرد. تمام قانون ‌را دیگر کردن لازم بود. ماده‌های دیگر هم هست که با اصل مغایر است. با همین غلط‌ها به تصویب رسید در شورای عالی، هم امضاء شد از طرف رئیس جمهور هم امضاء شد. من متن قانون یکم زبان ‌را گرفتم، ورق زدم، خوب از نظر گذرانیدم‌، تا ببینم که در سال 1989 هم غلط گذشته بود یا نه؟ دیدم که غلطی نیست. لااقل می توان گفت که غلط ظاهری نیست، در متن ‌ قانون زبان که سال 1989 قبول کرده بوديم‌. اما در متنی که سال 2009 قبول کرديم‌، دو تا غلط هست. متاسفانه وضع زبان ما از زمان قانون اول تا زمان قانون دوم بدتر شده ‌بود. 
در باره زبان فارسی تاجیکی که در همه ماده‌های قانون درج گردیده است با عمل کردن دوباره جان گرفتنش‌ درکار بود باید که خودش عمل کند. در همه گوشه ‌و کنار جامعه هم عمل کند؛ علی حده باید سخن راند. این موضوع علی حده است. زبان ما فردا ‌و پس فردا چطور می توانند از ورطه نیستی نجات دهند؟ راهش را الان معین کردن در کار. راه درستش را باید پیدا کرد تا نقش مثبت گذارد در جریان تجدید زبان فارسی (تاجیکی). مقاله نوشتن لازم است. سواد لازم است.

نقل از استاد مرحوم محمدجان شکوری از کتاب حکایتهای آکنده از حیات (به کوشش مجید اسدی و دل افروز قربانی)
 
 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


Template Design:Dima Group