آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن خویش هستند بزهکاران روزگارند

 

اولین شماره از پژوهه باستانسنجی به همت جناب مهندس مهدی رازانی در دانشگاه هنر اسلامی تبریز منتشر شد.

برای دریافت فایل چکیده مقالات این نشریه بر روی آیکون زیر کلیک نمایید:

 

تحلیل ساختار­شناسی سنگ­های آذر آواری در معماری صخره ­کند روستای تاریخی کندوان

** فریده امینی بیرامی؛ مهدی رازانی؛ ابراهیم اصغری کلجاهی؛ سید محمدامین امامی؛ علی‌رضا باغبانان

 چکیده: روستای تاریخی کندوان از مهم‌ترین جاذبه­ های گردشگری استان آذربایجان شرقی است که به واسطه خانه­ های حفرشده در دل صخره­ های برافراشته در دامنه کوه آتشفشان سهند به سال 1376 در فهرست میراث فرهنگی کشور ثبت گردید و بر اساس نظریه ­های موجود از دوره ایلخانی تا به حال مردم در خانه­ های کله‌قندی آن ساکن بوده ­اند. معماری صخره­ای کندوان از لحاظ زمین­ شناسی بر سطح یک توده آذر آواری قرار دارد که هوازدگی طبیعی و فرسایش در امتداد درزه­ های اصلیِ دره کندوان موجب شکل­ گیری سازه­ های کله‌قندی آن شده است. امروزه تشدید تخریب و هوا زدگی سنگ­ها در کندوان باعث نامناسب شدن شرایط زندگی، ویرانی، سکونت فصلی و یا غیرمسکونی شدن برخی خانه­ های صخره­ای گردیده است. هدف از این پژوهش بررسی نقش عیوب ذاتی به‌مثابه عاملی بنیادی در فرسایش سنگ است در همین راستا مقاله حاضر بر اساس مطالعات میدانی و آزمایشگاهی شامل: بررسی­های صحرایی و نمونه­برداری، در کنار انجام آزمایش‌های سنگ­ شناسی، شامل پتروگرافی مقطع نازک، پراش پرتو ایکس (XRD) همراه با سنجش خواص فیزیکی و دوام­داری سنگ خانه­ ها، نقشِ عیوب ذاتی سنگ در تشدید هوازدگی سنگ­ های آذر آواری کندوان مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از آزمایش‌های ساختارشناسی سنگ، جذب آب موئینه، درصد رطوبت طبیعی، ضریب اشباع سنگ، شاخص دوام وارفتگی، آزمايش مقاومت در برابر ذوب و انجماد متوالي، حاکی از نقش ویژه عیوب ذاتی سنگ در تسریع تخریب کندوان است، به نحوی که سنگ کندوان دوام پایین و حساسیت بالایی نسبت به عوامل مخرب از جمله یخ زدن - ذوب شدن و چرخه­ های تر و خشک شدن دارد. مجموعه اين ویژگی­ های ذاتی باعث ايجاد ساختار درونی نا­مقاوم در برابر تنش­ هاي ناشی از تأثیر چرخه­ های فوق­ الذکر در اقلیم کوهستانی منطقه گردیده که آن را مستعد هوازدگي و فرسايش شدید قرار داده است.

واژگان کلیدی: تخریب سنگ، هوازدگی، عیوب ذاتی، معماری صخره­ای روستای کندوان، ایگنمیبریت.


 

اهمیت تحلیل لایه ­های خوردگی در مطالعه فنی آثار فلزی تاریخی
** پرستو نعیمی طرئی؛ رسول وطن‌دوست حقیقی

چكيده:    در مطالعه آثار فلزي تاريخي، لایه­ های خوردگی چگال به دليل ارزش‌هاي فنی نهفته در آن­ها از اهميت خاص برخوردارند. در مقاله ذیل با هدف تأکید بر امکان دستیابی به شواهد مؤثر در روند تحلیل مطالعات ریزساختار و رفتار خوردگی آثار، با استناد به مطالعات خوردگی پیشین انجام شده با استفاده از میکروسکوپ‌های نوری (PLM) و الکترون روبشی) SEM) و روش­های تجزیه (EDX و XRD)، روی نمونه آثار فلزی مكشوفه از محوطه‌های صرم، مارلیک، گوهر تپه، بم، زیویه، قلی درویش، لرستان و لفورک، به شواهدی چون ریزساختار فسیلی باقیمانده از دانه‌بندی در حلقه مکشوفه از صرم، مغزه­ بندی در پیکرک مارلیک، ساختار فریتی-پرلیتی در دسته خنجر فولادی زیویه، توزیع آخال سرب در قطعه مکشوفه از بم، جهت‌گیری آخال‌ها در پیکان برنزی گوهر تپه، شيب كربن در بازوبند فولادی لرستان، ترسیب دوره‌ای در کلاه‌خود اورارتو، برگشت لايه قلع در کمربند منسوب به لرستان، تبلور نمک در قطعه مطالعاتی قلی درویش و تصویر الیاف پشم در سگک مکشوفه از لفورک، مستندات مؤثری در تحلیل فرایند ساخت و رفتار خوردگی این آثار هستند. لذا مطالعه لایه‌های خوردگی در ایجاد رویکرد علمی حفاظت آثار اهمیت داشته و قبل از هرگونه مداخله‌ای باید چارچوبی صحیح برای بررسی فرآیندهای خوردگی تعریف شود. 

کلمات کلید: فلزات باستانی، لایه­ های خوردگی، سطح اصلي، ساختار فسیلی.

 


 

شناسایی و تحلیل بستر آثار سفالی بر مبنای بقایای محیط دفن (بررسی موردی سفالینه­های خاکستری منسوب به عصر آهن)


** مسعود باقرزاده کثیری؛ حمیدرضا قربانی؛ یاسر نظریه

چکیده:      در پژوهش حاضر سعی شده است تا به‌وسیله­ ی مطالعات آزمایشگاهی بستر و محیط دفن احتمالی پنج نمونه سفال خاکستری عصر آهن متعلق به موزه‌ی ایران باستان مورد شناسایی قرار گیرد. به همین منظور با شناسایی و اندازه‌گیری میزان عناصر موجود در رسوبات و بدنه­ ی سفالی نمونه‌ها با استفاده از دستگاه طیف‌سنج نشری پلاسمای جفت­شده‌ی القایی (ICP-OES) سعی در شناخت بستر احتمالی آن‌ها شد. همچنین برای شناسایی آنیون‌های موجود در رسوبات سفالینه­ ها، از دستگاه کروماتوگرافی یونی (IC) استفاده گردید. نتایج نشان دادند که میزان عناصر موجود در نمونه MB-1 و MB-2 و نیز هم‌بستگی معنی­ دار برخی از عناصر خاص بیش‌ترین نزدیکی را به بستر قبرستان دارد. همچنین، بر اساس غلظت بالای کربنات کلسیم در تجزیه‌ی شیمیایی رسوبات نمونه MB-3 می‌توان آن را به بافت آشپزخانه و یا کف منطقه­ی مسکونی نسبت داد. در مورد نمونه‌های MB-4 و MB-5 نیز که نتیجه‌ی شناسایی عناصر حاکی از بستر همسان برای آن‌هاست وجود عناصری نظیر پتاسیم، منیزیم، آهن، تیتانیوم و هم‌بستگی مثبت آن عناصر با یکدیگر و نیز هم‌بستگی منفی پتاسیم و منیزیم با سیلیسیوم نشان‌دهنده‌ی بافت‌های مرتبط با آتش، چون اجاق و کوره است. نتایج مطالعات میکروسکوپی نوری پلاریزان (PM) نیز نشان داد که همبستگی و شباهت ساختاری نزدیکی بر مبنای نوع تمپر با سفالینه­ های خاکستری عصر آهن دارند که تمپر به‌کار رفته در زمینه‌ی رسی تمامی نمونه­های مورد مطالعه معدنی بوده و بافتی نسبتاً یک­دست و همگن دارند.

واژگان کلیدی: بستر، سفال خاکستری، عصر آهن، پلاسمای جفت شده القایی ICP-OES، کروماتوگرافی یونی IC، پتروگرافی


 

تحلیل مقدماتی از ردپای بومی بودن صنعت سفال­های نخودی  شهر سوخته با استفاده از روش آنالیز نیمه کمی عنصری XRF

** حسین سرحدادیان،  وحید پور زرقان ، حسین مرادی، مهدی رازانی


چکیده:    شهر سوخته محوطه­ای آغاز تاریخی است که در جنوب شرق ایران در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است و تاریخ آغاز استقرار در آن به 3200 ق.م بازمی‌گردد. نتایج حاصل از کاوش­های مختلف نشان‌دهنده چهار دوره فرهنگی- استقراری (I-IV) در این شهر است که به یازده فاز تقسیم شده است. دوره II در شهر سوخته به 2800 تا 2500 ق.م بر­ می­ گردد. دوره III با تاریخی برابر با 2500 تا 2300 ق.م و دوره IV نیز تاریخی بین 1800 تا 1750 ق.م پیشنهاد شده است. این محوطه باستانی در 57 کیلومتری  جاده زابل زاهدان واقع شده است که در سال 1393 هفدهمین اثر ثبتی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو انتخاب گردید. کاوش ­های باستان شناختی انجام گرفته در این تپه هزاران قطعه سفال را از دل خاک بیرون کشیده است که غالباً با خمیرهای به رنگ نخودی هستند. همچنین سفال با خمیره خاکستری و قرمز نیز در میان بقایای سفالی این محوطه 150 هکتاری دیده می­ شود. باستان شناسان بر این باورند که بیشتر سفال­ های به‌دست‌آمده در خود شهر سوخته در محوطه­ های اقماری اطراف ساخته شده­ اند که برای سنجش این فرضیه، پژوهش حاضر بر اساس تجزیه­ های عنصری نمونه سفال­های شهر سوخته انجام گرفته است. در همین راستا 15 قطعه سفال که همگی این سفال­ها مربوط به دوره II-III استقرار و مربوط به بازه زمانی 2800 تا 2200 ق.م است انتخاب شده است. قطعات سفال فوق با روش آنالیز دستگاهی فلورسانس پرتو ایکس (XRF) مورد آزمایش قرار گرفت تا میزان عناصر اصلی و فرعی قطعات شناخته شوند. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد اغلب سفال­ها در یک دسته مشخص با نام گروه تولید محلی قرار می­گیرند. بر همین اساس تعداد 4 قطعه سفال تولید محلی نبوده و در گروه دیگری قرار گرفتند. با توجه به داده­ های تحقیق مشخص شد که سفال­های قرمز و خاکستری مربوط به شهر سوخته نبوده و احتمالاً این سفا­ل­ها وارداتی­اند.

کلید واژگان: شهر سوخته، سفال نخودی، XRF، تولید محلی، وارداتی

 


 

کاربرد دستگاه XRFپرتابل در مطالعات باستان‌سنجی مواد فرهنگی تاریخی

**معین اسلامی

 

چکیده:    مطالعه مواد فرهنگی تاریخی حاصل از کاوش ­های باستان‌شناسی یکی از مهم‌ترین اهداف مطالعات باستان­سنجی در مسیر دستیابی به پاسخ بسیاری از سؤالات باستان­شناسی است. در این راستا مطالعات عنصری مواد و آثار تاریخی عامل مهمی در تحقق این مهم است. به‌طور سنتی همواره روش­های آنالیزی متنوعی برای نیل به این هدف مورد استفاده قرار گرفته است. از آن جمله می­توان به انواع روش‌های فلورسِنس اشعه ایکس(XRF)، طیف‌سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP_MS) و یا روش فعال‌سازی نوترونی (INAA) اشاره کرد. یکی از روش‌هایی که در چند سال اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته و به‌طور مداوم در حال گسترش و بهبود است، استفاده از دستگاه پرتابل فلورسنس اشعه ایکس است. غیر تخریبی بودن این روش در کنار دقت مناسب و همچنین امکان کاربرد میدانی آن باعث شده است تا این روش به‌طور روزافزون، محبوبیت بیشتری کسب نماید. به‌خصوص از این روش به‌طور روزافزون در طبقه‌بندی و منشأ‌یابی آثار سفالی و سنگی استفاده شده است. با توجه به ویژگی‌های منحصربه‌فرد این دستگاه، به نظر می‌رسد استفاده از آن گسترش بیشتری خواهد یافت. ازاین‌رو این نوشتار تلاش دارد تا تصویر دقیقی از توانایی‌ها و محدودیت‌های این روش در اختیار محققان و دانشجویان قرار داده تا بتوانند با آگاهی بیشتری از این تکنیک در پاسخ به سؤالات خود از آن استفاده نمایند. در اینجا ابتدا توضیح کاملی از ماهیت دستگاه و اصول و مفاهیم اصلی فلورسِنس اشعه ایکس ارائه شده سپس انواع کاربردها و تجربیات به‌دست‌آمده توسط این دستگاه مرور شده و در نهایت کیفیت داده ­ها و نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات و روش ­های استفاده از این اطلاعات آورده شده است.

کلمات کلیدی: فلورسِنس اشعه ایکس، دستگاه پرتابل، میراث فرهنگی، منشأیابی، طبقه‌بندی

 


 

مروری بر مطالعات اُبسیدین در ایران، منشأیابی معادن و اُبسیدین‌های محوطه‌های باستانی، پژوهش‌ها و پرسش‌های موجود

 ** اکبر عابدی

 

چکیده:     اُبسیدین یکی از فراوان‌ترین مصنوعاتی است که در محوطه‌های باستانی خاورمیانه و خاورنزدیک یافت می‌شود. چگونگی منشأیابی اُبسیدین یکی از موضوعات جذاب و مورد بحث در میان باستان‌شناسان و زمین‌شناسان است. از آنجایی که مطالعات فراوانی بر روی منشأیابی معادن ابزارهای سنگی اُبسیدینی در مناطق همجوار ایران مانند آناتولی و قفقاز انجام گرفته است لذا بخش‌های عمده‌ای از ایران وقفه‌ای مطالعاتی در باستان‌شناسی خاورمیانه از بابت مطالعات منشأیابی ابزارها و معادن اُبسیدین محسوب می‌شود. مطالعات اخیر روی معادن اُبسیدین در ایران و همچنین منشأیابی ابزارهای‌سنگی اُبسیدینی فراوان، زمینه مساعدی را جهت ایجاد پایگاهی اطلاعاتی و نیز ترسیم یک افق پژوهشی به‌منظور مطالعات اُبسیدین در ایران فراهم ساخته است. در این پژوهش عمدتاً سعی بر این است تا با مروری کلی بر مطالعات و پژوهش‌های انجام گرفته در رابطه با اُبسیدین، از سالیان گذشته تا به امروز بر پتانسیل‌ها و سؤالات موجود در رابطه با مطالعات اُبسیدین ایران پرداخته شود و با ارائه افقی پژوهشی، زمینه را جهت مطالعات آینده فراهم سازد. این پژوهش همچنین در صدد این است تا یک بررسی و شناسایی از منابع و معادن اُبسیدین در ایران را انجام دهد و با مطالعه داده‌های اُبسیدینی به‌دست آمده از محوطه‌های شاخص ایران مانند کول‌تپه‌هادی‌شهر، دوه‌گُزخوی، چیاسبزشرقی استان لرستان، چغاگلان دشت مهران، تپه بوینو خدا آفرین، محوطه‌های شناسایی شده شرق دریاچه ارومیه، محوطه‌های شاخصی مانند یانیق‌تپه، تپه حسنلو، پیزدلی و غیره و ارتباط این محوطه‌ها با منابع شناسایی شده، یک چهارچوب کلی برای معادن اُبسیدین و نیز منشأیابی ابزارهای اُبسیدینی در ایران فراهم نماید. بر اساس مطالعه انجام شده روشن گردید که اغلب اُبسیدین‌‌های محوطه‌های ایران دارای منشأ آناتولیایی و قفقازی‌اند و در راستای تجارت‌های دوربرد فرامنطقه‌ای وارد محوطه‌های ایران شده‌اند. تعداد انگشت شماری از معادن اُبسیدین نیز در بخش‌های شمال‌غرب ایران وجود داشته‌اند که تنها بخشی از نیازهای بومی جوامع پیش از تاریخ ایران را تأمین می نموده‌اند.

واژگان کلیدی: اُبسیدین، باستان‌شناسی، ایران، منشأیابی، روش‌های مطالعاتی.

 

نوشتن دیدگاه


Template Design:Dima Group